و قبرهاى مدينه اشاره است به مرقد منور حضرت سيد انبياء صلى اللّه عليه و آله ، و مضجع فاطمهء زهرا صلوات اللّه عليها ، و ضرايح مطهرهء ائمه بقيع سلام اللّه عليهم ، و ساير سادات عالى درجات كه در آن بلدهء طيبه مدفوناند .
و فخ اسم موضعى است در نزديك مكهء معظمه كه اطفال را از آنجا محرم مىگردانند . و مجمل قصهء فخ آن است كه حسين پسر على پسر حسن سوم پسر حسن دوم پسر امام حسن مجتبى عليه السلام كه مادر او زينب دختر عبد اللّه پسر حسن دوم بود ، در ايام خلافت موسى كه ملقب به هادى ، و چهارم خلفاى بنى عباس بود خروج كرد در ماه ذى القعده سال صد و شصت و نه از هجرت در مدينه .
و ابو الفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبيين روايت كرده است كه سبب خروج حسين آن بود كه هادى مرد شقيى از اولاد عمر بن الخطاب را والى مدينهء طيبه كرد ، و آن عمرى ملعون كار را بر سادات مدينه بسيار تنگ كرد ، و اهانت و اذيت بسيار به ايشان مىرسانيد .
چون اوائل آمدن حاجيان شد به مدينه هفتاد نفر از حاجيان داخل مدينه شدند و وسوسه كردند حسين و ساير سادات را كه خروج كنيد ما اعانت شما مىكنيم ، حسين ارادهء خروج كرد ، و جمع كرد سادات را كه از جملهء آنها سه پسر عبد اللّه بن الحسن پسر امام حسن عليه السلام بودند ، كه يكى يحيى نام داشت ، و ديگرى سليمان ، و سوم ادريس ، و عبد اللّه پسر حسن سوم كه او را افطس مىگفتند ، و ابراهيم پسر اسماعيل كه او را طباطبا مىگفتند ، و سادات طباطبا به او نسبت مىرسانند ، و عمر پسر حسن پسر على پسر حسن سوم ،
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨١