مانند اينها بر معناى حقيقى لازم نمىشد ، و از اين راه راست كه اگر خداوند از آسمان آيتى مىفرستاد گردنكشان در برابر آن مطيع و منقاد و خوار مىشدند ، و اگر پيامبران را با شوكت و توانايى قرار مىداد يا با ايشان آيتى از آسمان مىفرستاد هر آينه امتحان از همه ساقط مىشد .
ولى خداوند سبحان پيامبرانش را در اراده و نياتشان قوى و توانا گردانيد ، و در آنچه ديدهها در حالاتشان مىنگرند ضعيفان و ناتوانان قرارداد ، چه قناعت و رضايت ايشان به اندك چيزى به مرتبهاى بود كه بىنيازى به آن چشمها و دلها را پر مىساخت ( چون هر كس كه توجّهى كند خواهد دانست كه از ناكامى ، دلخوش بودند و اندوهى نداشتند ) و درويشى و تنگدستى ايشان به حدّى بود كه آزار و رنج آن ، گوشها و چشمها را پر مىكرد . ( زيرا هر آن كه تنگدستى و ظاهر حال ايشان را مىديد يا مىشنيد افسرده مىشد و غرق حيرت و تعجب مىگشت . )
اگر پيامبران داراى نيرو و قوّتى بودند كه كسى قصد تسلط بر ايشان نمىكرد ، و عزت و سطوتى داشتند كه ستم و نقصان در آن راه نداشت يعنى هميشه ايشان غالب بودند ، و داراى پادشاهى و سلطنتى بودند كه گردنهاى مردم به سوى آن كشيده مىگشت ، و به قصد ديدار آن سلطنت گرهء پالان مركبان بسته مىشد ، و از هر طرف به واسطهء داشتن عظمت به سوى آنان سفر مىكردند ، هر آينه اين حالت براى پذيرفتن مردم ايشان را آسانتر و از تكبر و گردنكشى
فلسفه و اسرار حج (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: شيخ محمد امامى خونسارى
ص١٦٦