متعال خلاصى از آتش را خواستار گردد و از گناهان خود توبه و استغفار نموده و با كمال جديت و شوق ، تقرب پروردگار را خواهان باشد ، و چون نزد حجرالاسود و ركن يمانى آيد كه آنها را ببوسد يا به دست اشاره كند ، از تيمن وتبرك جستن به آنها بلكه به همهء اركان و هر جزيى از خانهء مباركه براى خوشبختى و سعادت غفلت نكند ، و تقرب به خداوند متعال را نيز طلب كند ، و به وسيلهء بوسيدن و دست ماليدن افزونى محبت و شوق را به خانه و صاحب آن خواهان باشد ، و متذكّر اين عقيده شود كه حجرالاسود به جاى دست خداوند سبحان است در زمين و در استلام او با خداى تعالى مىخواهد بر بندگى و فرمانبردارى بيعت كند .
چون چنگ در دامن پردهء خانه زند نيت كند دست در دامن خداوند جل شأنه آويخته ، و طلب مغفرت و امان مىكند . مانند مقصر بيچارهاى كه هيچ ملجأ و پناهى ندارد جز اينكه دست در دامن بزرگى زند و با خوارى و زارى به او پناه برد ، و بداند كه اگر از آمرزش و امان الهى محروم شود بازگشت او در دنيا به هلاكت و نابودى و در آخرت به حسرت و گريستن و فرياد و آه بر آوردن است ، و گرفتار شكنجه و آتش جهنم خواهد گشت ، و در ميان دركات جهنم و تألّمات گوناگون هر چه فرياد زند يارى كننده و آسايشدهندهاى براى او نخواهد بود .
چون به سعى صفا و مروه مشغول مىشود در هر رفت و بازگشت ، خود را بين خوف و رجا افكند . و چنين داند كه آنجا شبيه
فلسفه و اسرار حج (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: شيخ محمد امامى خونسارى
ص١٦٠