پيامبر بر وى به مقياس خسارت فقدان او نسبت به اسلام بود و گرنه همانگونه كه حمزه عموى پيامبر است ، ابولهب نيز عموى پيامبر بود ولى هيچ عداوت و دشمنى مانند عداوت و دشمنى ابولهب نسبت به رسول خدا و هيچ ايذاء و اذيّتى مانند اذيت او نسبت به آن حضرت نبود و به همين نسبت انزجار رسول خدا از وى و در مقابل اين دورى و انزجار متقابل عنايت و علاقهء رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىبينيم نسبت به سلمان ، كه مىفرمود :
نگوييد سلمان فارسى ، بگوييد سلمان محمدى تا آنجا كه دربارهء او فرمود : « سَلْمانُ مِنّا اهْل الْبَيت » .
شاعر مىگويد :
كانت مودّة سلمان لهم رحماً * و لم يكن بين نوح و ابنه رحم « 1 »
همان گونه كه عملكرد هند و ابوسفيان با پيكر آن شهيد عزيز و اهانت ابوسفيان بر قبر شريفش در دوران خلافت عثمان و تصميم معاويه بر محو اثر قبر او پس از گذشت بيش از چهل سال از جنگ احد « 2 » همه اينها دليل محكم بر نقش مؤثر آن بزرگوار در اعلاى كلمهء حق و در هم كوبيدن شرك و الحاد بود .
حرم حضرت حمزه عليه السلام در بستر تاريخ
قبر شريف و حرم مطهّر حضرت حمزه ، آن بزرگ مجاهد اسلام و عموى دلسوز رسول اللَّه صلى الله عليه و آله از سال سوّم هجرت ، كه آن حضرت به شهادت رسيد ، تا سال 1344 كه گنبد و بارگاهش به وسيلهء وهابيان تخريب گرديد ، مراحلى را طى كرده و حوادثى را به خود ديده است كه از نظر فقهى و مذهبى داراى نكاتى آموزنده و از نظر تاريخى حاوى مطالب ارزنده و قابل توجّه است و ما در اين بخش ، مطالبى را به تناسبِ تاريخِ وقوع آنها ، در اختيار خوانندگان عزيز قرار مىدهيم :
هامش
( 1 ) « محبت و دوستى سلمان موجب قرابت او با اهل بيت گرديد ولى در ميان نوح و فرزندش قرابتى نبود . »
( 2 ) در بخشهاى آينده اين دو موضوع را ملاحظه خواهيد فرمود .