تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
« اى ابا عماره ، ( سر از قبر بيرون آر و ببين ) حكومتى كه ما بر سر آن با هم مىجنگيديم چگونه ملعبه و بازيچهء جوانان ما گرديده است ! » و بدينگونه بار ديگر ابوسفيان كفر و نفاق خويش را نسبت به اسلام و كينه و عداوتش را نسبت به سيّد شهيدان آشكار ساخت !

كرامت شهداى احد و شكست سياست معاويه

در سال چهل و نه هجرى و پس از گذشت چهل و شش سال از جنگ احد و در دوران رياست بلا منازع معاوية بن ابوسفيان ، از طرف او دستور صادر شد كه در احد قناتى حفر و مجراى آن را در كنار و يا داخل قبور شهدا قرار دهند و با آماده شدن قنات ، منادى در مدينه اعلان كرد : افرادى كه در احد شهيد دارند براى در امان ماندن اجساد و قبور آنان از نفوذ و جريان آب ، اين قبور را نبش و اجساد شهدا را به محلّ ديگر انتقال دهند و بر اساس اين دستور به نبش قبور شهدا اقدام گرديد . از جمله قبر حمزه عليه السلام و عمرو بن جموح و عبداللَّه پدر جابر شكافته شد ، عمّال معاويه با تعجّب مشاهده كردند كه اين اجساد تر و تازه مانده‌اند ؛ به گونه‌اى كه گويى ديروز دفن گرديده‌اند . حتّى لباسها و قطيفه‌ها و علفهايى كه آنان را پوشش مىداد با همان وضع باقى است و كوچكترين تغييرى در آنها رخ نداده است ؛ به طورى كه وقتى بيل كارگر به پاى حضرت حمزه خورد ، خون جارى گرديد و يا آنگاه كه دست يكى از شهدا ، كه در روىزخم پيشانيش قرار داشت ، برداشته شد خون جارى گرديد و اين كرامت شهدا موجب‌شدكه عمّال‌معاويه‌از تصميم خود منصرف‌شده ، قبورشهدا رابه‌حال‌خود بگذارند . اين خلاصه‌اىاست ازآنچه درمنابع تاريخى و مدينه‌شناسى گاهى به‌طور مشروح و گاهى به طور اختصار آمده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . ابن شبه ، تاريخ المدينه ، ج 1 ، ص 133 ؛ طبرى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 319 ؛ ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 43 ؛ دياربكرى ، تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 443 ؛ ابن نجار ، اخبار مدينة الرسول ، ص 57 ؛ ابن ابىالحديد ، شرح نهج البلاغه ، صص 14 ، 264 ؛ سبكى ، شفاء السقام ، ص 162 ؛ ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 55 ؛ سمهودى ، وفاء الوفا ، ج 3 ، ص 938 ؛ ابن كثير ، تاريخ ، ج 4 ، ص 43