شخصيت معنوى عقيل
با همهء پرده پوشىها و پنهانسازىهاى فضائل و با آن همه نقل و انتشار مطالب خلاف واقع و دروغين دربارهء عقيل بن ابىطالب ، باز هم حديثهايى در فضيلت و مراتب محبت رسولخدا صلى الله عليه و آله نسبت به وى وجود دارد . و نيز سخنان عقيل به هنگام بدرقهء ابوذر به ربذه و متن نامهء او به امير مؤمنان عليه السلام و پاسخ آن حضرت ، و حقايقى كه در مجلس معاويه ، - در حضور دشمنان سرسخت امير مؤمنان - در دفاع از آن حضرت مىگفت و بيان صريح اوصاف جميله و زهد و تقواى وصىّ پيامبر و بىمبالاتى معاويه و . . . همگى دليل است بر عظمت شخصيت عقيل و عنايت خاص پيامبر خدا بر وى و شاهدى است گويا بر اخلاص و ارادت او به مقام ولايت و بيانگر شهامت و شجاعت او است در اظهار حقيقت در مقابل سلطه و قدرت و اين فضيلتى است بس بزرگ .
عقيل در حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله
در فضيلت عقيل و محبت رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به وى ، احاديثى است كه بيشتر آنها در منابع اهل سنت آمده است : « 1 » 1 - « يا أبا يزيد انّى أُحبُّكَ حبّين : حباً لقرابتك منّى و حبّاً لِما كنتُ أعلم مِن حُبّ عمّى أبىطالب ايّاك . » « 2 » « اى ابو يزيد ، من از دو جهت تو را دوست دارم ؛ يكى به جهت قوم و خويشى كه با من دارى و ديگرى به جهت علاقه و محبت عمويم ابوطالب نسبت به تو . » روشن است كه حبّ و علاقهء شديد مقام نبوى صلى الله عليه و آله نمىتواند متأثّر از هواى نفسانى و يا به انگيزههاى مادى و فاميلى باشد . همچنين علاقهء شديد ابوطالب نسبت به عقيل نيز نمىتواند فقط به لحاظ پدر و فرزندى باشد ؛ زيرا عقيل نه يگانه فرزند ابو طالب بود و نه شجاعترين آنها . زيرا در ميان
هامش
( 1 ) . ذهبى در تاريخ الاسلام ، شرح حال عقيل گويد : « وله من النبىّ أحاديث . »
( 2 ) . طبقات ، ج 4 ، ص 30 ؛ اسدالغابه ، ج 3 ، ص 422