تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

بلكه به جاى فضائل حديثهاى ساختگى در نكوهش آن بزرگوار رواج داشت و آن حضرت در خطبه‌هاى جمعه مورد لعن قرار مىگرفت . « 1 » عقيل در شرايطى و در مجلس و محفلى به نقل اين فضائل لب به سخن گشوده و از مظلوميت امير مؤمنان عليه السلام دفاع نموده است كه خود آن حضرت چنين دفاع را ، حتّى از سوى كسانى كه بعنوان اعتراض او را ترك نموده و به معاويه پيوسته‌اند ، ستوده و كشته شدن آنها را در اين راه ، شهادت در راه خدا معرفى كرده است . « 2 » اينك چند نمونه از گفتگوهاى عقيل و معاويه را ، كه دربارهء امير مؤمنان بوده ، مىآوريم تا روشن شود آنچه عقيل دربارهء آن حضرت گفته است ، دفاع و بيان فضيلت و تجليل صريح از شخصيت آن بزرگوار و نكوهش از معاوية بن ابو سفيان بوده است : 1 - ثقفى در الغارات نقل مىكند : پس از ورود عقيل به شام ، معاويه يكصد هزار درهم پول در اختيار وى قرار داد و اين جمله را هم گفت : « يا ابايَزيد انَا خَيرٌ لَكَ أَمْ عَلِيّ ؟ » ؛ « عقيل ! آيا من براى تو بهترم يا برادرت على ؟ ! » عقيل در پاسخ وى گفت : « وجدتُ عَلِيّاً أنظر لنفسه منه لي و وجدتك أنظر لي منك لنفسك » . « معاويه ! على را چنين يافتم كه دقت و نظارتش براى نجات خويش بيش از اين بود كه مرا ملاحظه كند و تو را چنين يافتم كه ملاحظه‌ات نسبت به من بيش از نجات خويشتنت مىباشد . » « 3 » 2 - و نيز بنا به نقل بلاذرى ، معاويه در مجلسى به عقيل گفت : « يا أبا يزيد أنا خير لك من أخيك على ! » ؛ « من براى تو از برادرت على بهترم ! » عقيل

هامش
( 1 ) . شرح نهج‌البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 44 تا 46 و سيرى در صحيحين از نويسنده ، ج 1 ، ص 44
( 2 ) . آنگاه كه امير مؤمنان عليه السلام به نجاشى شاعر مخصوصش حدّ شرابخوارى جارى نمود ، اعضاى فاميل او ؛ از جمله طارق بنى نهدى به همراه نجاشى از كوفه فرار و به معاويه پيوستند . در يك جلسه ، معاويه از امير مؤمنان عليه السلام بدگويى كرد ، طارق با اين كه از آن حضرت بريده بود ولى نتوانست تحمل كند و به مقام پاسخگويى برآمد . اين جريان كه در حضور امير مؤمنان عليه السلام چنين نقل شده فرمود : « لو قتل أخوبنى نهد يومئذ لقتل شهيداً » . نك : الغارات ثقفى ، ج 2 ، ص 545 - 540
( 3 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 551