قول به نسخ التلاوة - كه پاسخ بيشتر أهل سنت به اخبار تحريفنماست - عين قول به تحريف است ؛ چون نسخ التلاوة يا در عصر پيغمبر صلى الله عليه وآله ويا پس ايشان واقع شده است . اگر در عصر حضرت باشد نيازمند به اثبات [ به صورت متواتر ] است ؛ وجملگى دانشمندان ، نسخ كتاب را با خبر واحد روا نمىدانند ، بلكه گروهى مانند شافعي وبيشتر يارانش وأهل ظاهر ، نسخ كتاب را با خبر متواتر نيز نمىپذيرند . . . ؛ بنابراين چگونه مىتوان نسخ را به حضرت رسول صلى الله عليه وآله نسبت داد ؟ افزون بر آن در برخى از اخبار تحريفنما نشانههاى اسقاط پس از حضرت رسول صلى الله عليه وآله وجود دارد ؛ واگر نسخ پس از پيامبر صلى الله عليه وآله [ وانقطاع وحى ] به وسيلهى زمامداران صورت گرفته ، اين همان قول به تحريف است . « 1 » برخى از سلفيان كه در برابر اين استدلال نيرومند آية اللَّه خوئى زمينگير شدهاند ، چاره در اين مىبينند كه هرگز متن استدلال ايشان را در كتابهايشان نياورند تا از چشم خواننده پنهان بماند ، « 2 » وبه جاى آن از اين تعابير استفاده مىكنند : چگونه مىتوان نسخ التلاوة را مانند قول به تحريف به حساب آورد ؟ اين ، بيراههاى آشكار وحيلهاى كارساز است . . . . « 3 » ودر تعبيرى ديگر مىنويسند : خوئى با بستن اين راه وانكار اين قاعده ، مىخواهد به طور غير مستقيم باور خود را به تحريف قرآن نشان دهد ! « 4 » از اينان مىپرسيم ، اگر نظريهى نسخ التلاوة پاسخى درست واز ناحية خدا براي بخشي از أحاديث تحريف نماست ، پس پاسخ به استدلال آية اللَّه خوئى چيست واين
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 230
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص٢٣٠
هامش
( 1 ) . سيد أبو القاسم خويى ، البيان ، ص 206 - 207 .
( 2 ) . مانند : ناصر قفارى ، همان ، وعبد الرحمن سيف ، همان .
( 3 ) . ناصر قفارى ، همان ، ص 1019 ، 1044 و 1054 .
( 4 ) . همان ، ص 248 - 247 ، وعبد الرحمن سيف ، همان ، ص 62 .