وجود نداشتند ، باز قرآن به تواتر ثابت بود وجريان دايمى قداست وصحّت آن به اين افراد منحصر نبود .
بنابراين ، ديدگاه محدث نوري كه پنداشته اختلافات قاريان در اداى كلمات قرآن موجب خلل به جوهرهى كلمات وآيات قرآن مىشود وتحريف قرآن را نتيجة مىدهد ، از أساس ناتمام است ؛ گويى محدث نوري متوجه اين نكته بوده است كه مىخواهد دليل خود را با « عدم قول به فصل » تكميل كند غافل از اين كه :
اولًا ، عدم قول به فصل غير از قول به عدم فصل است ؛
ثانياً ، حتى يك نفر را نمىتوان يافت كه بين نقصان سورهها ، آيات وكلمات قرآن ، با اختلاف در هيئت وچگونگى اداى كلمات قرآن قايل به تلازم باشد ؛
ثالثاً ، ادلهى سلامت قرآن از تحريف ، هر گونه اختلاف در اداى كلمات قرآن را كه بخواهد به جوهرهى كلمات سرايت كند ، به گونهاى كه موجب تغيير معنا وعدم دستيابى به مراد واقعي خدا شود ، منتفى مىسازد .
جاى بسى شگفتى است كه محدث نوري در اينجا ، ناخواسته ، با عبارت : « . . . انّ المصحف الموجود غير مطابق لما انزل عليه [ أي على النبي ] اعجازاً . . . ؛ مصحف موجود با آن چه خداوند به صورت معجزه نازل كرده است ، مطابقت ندارد . . . » ، در معجزه بودن قرآن مناقشه مىكند كه نتيجهى آن اسقاط تحدى قرآن خواهد بود .
( پرسش 8 )
دليل يازدهم ودوازدهم
انبوهى از أحاديث از منابع اماميه . محدث نوري در دليل يازدهم اخبارى را مطرح ، وادعا مىكند كه اين اخبار دلالت بر خلل ونقصان در كلمات قرآن موجود دارند . تعداد اين اخبار 61 روايت وبه صورت كلى است ، بدون آن كه به طور مشخص جاى نقصان وتحريف را در آيات وسورههاى قرآن نشان دهد . « 1 » دليل دوازدهم نيز مشتمل است بر انبوهى از أحاديث در اين زمينه كه از ابتداى قرآن تا انتهاى آن به طور مشخص موارد آن
هامش
( 1 ) . ميرزا حسين نوري ، همان ، ص 234 - 250 .