خفاجى نيز در كتاب نسيم الرياض مىگويد : اين حديث با سندهاى زياد نقل شده واين نشان مىدهد كه اين ماجرا بىريشه نيست . ما از سه طريق اين حديث را آورديم كه در ميان اين طرق سند صحيح نيز يافت مىشود . « 1 » ابن حجر نيز بر همين باور است . وى مىنويسد : . . . هر چند كثرت طرق اين حديث حكايت از أصل اين ماجرا دارد ، . . . بايد محتواى آن تأويل شود . . . ونمىتوان به ظاهر اين أحاديث ملتزم شد ؛ چون محال است پيامبر خدا صلى الله عليه وآله عمداً يا سهواً چيزى را كه از قرآن نيست وبا توحيد مغاير است به آن بيفزايد . دانشمندان در اين باره توجيههاى گوناگونى كردهاند . . . . « 2 » سپس ابن حجر توجيههاى دانشمندان را دربارهى اين أحاديث نقل مىكند ؛ غافل از اين كه اين توجيهها هيچ مشكلى را حل نمىكنند . « 3 » ظاهر كلام ابن تيمية نيز ، پذيرش اين افسانه است ؛ در آن جا كه مىنويسد : . . . معناى نسخ در اين كلام خدا : فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ . . . « 4 » رفع مطالبى است كه شيطان القا كرده نه رفع آن چه خداوند تشريع كرده است . « 5 » به نظر ما توجيههاى أهل سنت هيچ مشكلى را حل نمىكند وچارهى اصلى در طرد واسقاط اين حديث ومانند آن است ؛ چون صحت سند هرگز مجوز صحت متن نيست .
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى) — صفحة 109
مساهمون: فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )
ص١٠٩
هامش
( 1 ) . احمد الخفاجي ، نسيم الرياض في شرح الشفا للقاضي عياض ، ج 4 ، ص 100 .
( 2 ) . ابن حجر عسقلانى ، فتح الباري ، ج 8 ، ص 439 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . سورهى حج ( 22 ) ، آيهى 52 .
( 5 ) . ابن تيمية ، التفسير الكبير ، تحقيق ، عبد الرحمن عميره ، ج 2 ، ص 90 .