در پايان متذكر مىگردد كه اين دفتر پس از بحثهايى پيرامون حقوق بانوان پاسخگوى پرسشهايى است كه از طرف سمينار زنان در تهران براى ما رسيده ، كه بر خلاف تصميم آنان در كتابى كه وعده داده بودند بهچاپ نرسيده است ؛ البته نگارنده بهطور مطلق پذيراى ايرادها و پرسشهاى سازنده است و چند سؤال پايانى از مسألهى هشتم بهبعد ، مربوط بهاستفتاءآتى است كه براى نويسنده ارسال شده ؛ و چنانكه پيداست دليل اصلى قرآن و رواياتى است كه موافق آن باشد ، و يا حداقل با قطعىالصدور بودنش ، مخالف با قرآن نباشد و اين يگانه روش فقهى ماست كه با محوريّت قرآن در اصل و سپس امتثال اوامر مبارك حضرات اهل بيت نبوت عليها السلام مبنى بر وجوب مؤكّد عرضهى احاديث بهقرآن ، اين راه مستقيم را ادامه مىدهيم و اصل مطلب ايناست كه اگر ما بخواهيم حقيقتاً از رسول خدا و ائمهى اطهار عليها السلام پيروى كنيم بايد بهامام آنان تمسّك كنيم ، و امام معصومان محمدى عليها السلام قرآن است . اگر ما قرآن را مهجور و ترك كنيم ، هرگز مودّتى نسبت بهاهل بيت نداريم و هرگز پيامبر بزرگوار را در بُعد أعلاى عصمت نمىدانيم ؛ چون محور اصلى عصمت عُليا قرآن است ؛ چنانكه از ابنعباس سؤال كردند : « ما كان خلق رسولاللَّه صلى الله عليه و آله . قال : كان خُلُقُهُالقرآن : اخلاق پيامبر چگونه بود ؟ گفت : تماماً قرآن بود . » پيامبر كه مجمعُالثِّقْليْن است ، ثِقل اكبرش قرآن است كه روح و معناى قرآن در قلب ، عقل ، فكر و زبان و تمام وجودش تحقق يافته است ؛ بنابراين اگر ما از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله تبعيتِ قرآنى نكنيم ، اصلًا اسلام را
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٩٧