پيروى نكردهايم ! پس مودّت فىالقربى و عظمت علياى اهل بيت عصمت و رسالت عليه السلام بايستى عملًا در مسلمانان آشكار شود ؛ خصوصاً در زمان غيبت كبرى كه پيروى از قرآن در اصل و پيروى از سنّت قطعيه در فرع ، بايد شاخص ما باشند ، والّا مسلمانى ما لفظ و خيالى بيش نيست و حقيقت ندارد و البته آياتى از قرآن و رواياتى متواتر از معصومان عليها السلام مؤكّداً بهمسلمانان امر كردهاند كه هر روايت و حديثى بايد بر قرآن عرضه شود و آنچه موافق قرآن است مقبول است « 1 » ، و آنچه مخالف قرآن است قبول نكنيد كه تهمت بهمعصوم و جَعل است .
و همچنين هر حديثى كه موافق و مخالف قرآن نيست ، اگر قطعىالصدور و علمآور است ، قابل قبول است ؛ چون بر مبناى « أطيعواللَّه و أطيعواالرسول و اولىالامر منكم » ( سورهى نساء ، آيات 4 و 59 ) بعد از اطاعت خداى متعال ، اطاعت از رسول و امامان معصوم پس از او در اينگونه احاديث كه مورد استفادهى معصومان محمدى از رموز قرآن است - واجب است و تبيان كل شى بودن اين هر دو تبيان عمومى و خصوصى را دربردارد و اگر روايتى علمآور نيست ، از باب « ولاتقف ما ليس لك به علم » ( سورهى اسراء ، آيات 17 و 36 ) « و آنچه را كه برايت به آن علمى نيست ، پيروى نكن . » مقبول نيست .
بنابراين پيروى از قرآن و در حاشيهاش سنّت ، مأموريت واجبِ كلّ مسلمانهاست و شيعهى واقعى كسى است كه اصولًا از قرآن و از سنّت
هامش
( 1 ) - چه راوى آن عادل باشد يا نباشد ، ولى در صورتى كه حديث موافق قرآن ، منسوب بهمعصوم عليه السلام است كه راوى آن عادل بوده و خبر واحد نيز نباشد