و هدايايى از درآمد اقتصادى كه اضافه بر حوائج عادى است و تصرف در آن جايز است ولى بخش اصلى آن مثل اموال غيرمنقول ، سرمايهى بنيادى زندگى هر شخص و خانوادهاش محسوب مىشود و همانطور كه حرام است كلّ اين اموال را اتلاف كند ، جواز بخشش كلى آنها بهغير ارحام و اقربين و يا بخشش كل مال بهيكى از ارحام و اقربين را نيز ندارد ، اگرچه براى هبهى ثلث مال بهارحام نيازمند ، حتماً بايد اولويت احتياج اضطرارى و اقربيت آنان لحاظ شود .
و اما براى نحوهى تقسيم اموال نيز آياتى نازل شده است ، از جمله آيهى مباركهى « يوصيكماللَّه فى اولادكم للذِكَّر مثلُ حظَّ الانثيين » ( سورهى نساء ، آيهى 11 ) كه سفارش حتمى ربانى به « كُم » است و « كُم » در مرحلهى اول خطاب بهزندگان است و اين گمانِ بىاساس كه چون آيهى مذكور در بين آيات ميراث واقع شده ، مربوط بهاحكام بعد از مرگ اشخاص است ، هرگز صحيح نيست ، زيرا « كُم » پس از مرگ مكلّف نيستند ، بلكه بعد از فوت مورّث ، چه وصيت كرده باشد يا نه ، در هرصورت اموالش ميان وارثانش - كما فرضاللَّه بهترتيب طبقات ارث - تقسيم مىگردد ، مگر آنكه خداى تعالى بهجاى آيهى « يوصيكماللَّه » جملهاى مانند يوصِىاللَّه لِما بَعد مَوتكم را نازل مىكرد كه حيات اشخاص را دربرنمىگرفت .
بنابراين اطلاق « يوصيكماللَّه » داراى دو بُعد است : نخست نصّ محورى راجع به « كُم » كه خطاب بهمكلّفان در حال حيات است ، و سپس ظاهر آيه كه بهدنبال نصّ آن ، استمرارِ وصيّت الهى پس از مرگ را دربردارد و
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٩٥