بهاندازهى سه دورهى كامل قاعدگى ، مباشرت نكرده ، يا يائسهاند ، يا بهعلت نابالغ بودن ، استعداد باردارى را ندارند ، يا زن حامله پس از وضع حمل ، و نيز زنانى كه رَحِم خود را برداشتهاند ، چون اينان هرگز باردار نمىشوند ، عدّهى طلاق ندارند ، چنانكه از آيات و رواياتى چند پيداست . زنانى كه از قرص ضدّ باردارى استفاده مىكنند و يا رحم خود را مسدود نمودهاند ، يا براى زنانى كه شوهرشان با عمل جراحى ، امكان توليد مثل خود را مسدود كرده است ، بهشرطى كه با تأييد پزشكان بههيچوجه احتمال حمل نداشته باشند ، اينان نيز عدّه ندارند . البته عدّهى طلاق در اصل تنها براى جلوگيرى از اختلاط نطفههاست و نه احترام زوجيت .
ولى در عدّهى وفات ، در هر صورت تنها بهاحترام مرگ شوهر اين عدّه پابرجاست ، ولى احترام زناشويى بهتنهايى هرگز موجب عدّه نيست والّا مرد هم بنابراين احترام - كه بايستى متقابل باشد - بايد عدّه نگه دارد . و در مورد عدّهى وفات كه در اختصاص زن است ، چون بهنصّ قرآن واجب شده ، حتى اگر حكمتش را ندانيم بايد بپذيريم . اما چون قرآن و سنّت تقديم اهم بر مهم را واجب مىداند ، بنابراين در تقدّم بين احترام زن بهوفات شوهر و يا توليد مثل مرد از زنانى ديگر ، مسلماً دوّمى مهمتر است ، چرا كه زنان در عدّهى وفات چهارماه و ده شب ، توليد مثلى ندارند ، ولى مردان اگر بخواهند بهاحترام همسر ، چهارماه عدّهى وفات نگهدارند ، توليد مثل و افزايش نيروى انسانىشان بهتعويق مىافتد .
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٨٠