اولىالاربة منالرجال » : بهجز صاحبان نياز جنسى از مردان مَحرم هستند ، ولى اطفالى كه آگاهى و توان جنسى دارند ، بهزنان نامحرمند .
بالاخره در جاهايى كه تجاذبى جنسى هست ، محرميّت نيز وجود ندارد ، و اگر هرگز تجاذبى نباشد ، طرفين نسبت بهيكديگر محرمند ؛ مثلًا كودكانى كه بهفرزندخواندگى در دامان كسانى بهجز محارم خود تربيت مىشوند ؛ بهويژه اگر اينجريان برايشان معلوم نباشد ، اين كودكان بهآنان محرمند ، زيرا آياتى مانند « القواعدُ منالنساء اللّاتى لايرجون نكاحاً » و « أو التابعين غير اولىالاربة منالرجال » ( سورهى نور ، آيات 60 و 31 ) حكمت محرميت را اصل عدم تجاذب جنسى ميان مرد و زن دانسته است ، بنابراين در صورتى كه اطفال فرزندهخوانده از هنگام شيرخوارگى يا مدتى بيش از بلوغ ، همواره تحت حضانت و تربيت مستمر افرادى غير از محارم خود باشند ، با مراعات قطعى اصل مذكور كه تجاذب جنسى وجود نداشته باشد ، بههنگام بلوغ جنسى ( پسران در سيزده سالگى و دختران در ده سالگى ) ، پسر حضانتشده ( فرزندخوانده ) بهكليهى افراد اناث و دختر حضانتشده بههمهى افراد ذكور خانوادهاى كه متوالياً با آنان زندگى كرده ، محرم مىباشند - زيرا هرگز خيال رابطهى جنسى چه با ازدواج و يا . . . در ذهنشان نيست - و البته در همينحال نيز ازدواجشان با آنان جايز است ، چون از محارم ذاتىِ نَسَبى يا سَبَى يا رضاعى نيستند ، بلكه محرميّت فىمابين عَرَضى است ؛ ضمناً حكم مذكور در موارد استثنايى كه جاذبهى جنسى وجود داشته باشد ، جارى است و حفظ
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٧٧