و اضمحلال نسل بشر است . و اينعمل آنقدر ضدّ اخلاقى است كه حتى زناكار براى ازدواج بهسراغ زناكار نمىرود !
در قرآن كريم نيز ازدواج مرد يا زن زناكار را بهطور مطلق حرام مىداند ؛ يعنى زناكار نه با مؤمنين مىتواند ازدواج كند و نه با زناكارى ديگر ، مگر آنكه توبه كند .
و بالاخره چون ازدواج ، مشاركتى همهجانبه در زندگى است بايستى تمامى جوانب اين شركت از نظر شايستگى رعايت شود ، زيرا ازدواج بسيار مهمتر از عضويت در شركتهاى اقتصادى ، فرهنگى و . . . بوده ، بلكه خود وفاقى در تمامى ابعاد انسانى ، فردى و اجتماعى است . ما در تفسيرالفرقان در « سورةالنّساء » و در سورههايى ديگر پيرامون حقوق متقابل زنان و مردان ، مشروحاً بحث نمودهايم كه مختصرى از آن در « تبصرةالفقهاء » و همچنين در رسالهى « توضيحالمسائل نوين » آمده است .
شروط حدّ زنا
در جريان تخلّفات اخلاقى نيز ، نخست بايستى دولت و اجتماع اسلامى با رهبرى شرعمّداران ، شيوهى ازدواج صحيح را بهگونهاى كه اسلام قرآنى مقرر داشته است رواج دهند تا هرگز زمينهاى براى انحراف اخلاقى و جنسى پيش نيايد و اگر با اينوصف ، عملى ضدّ اخلاقى