تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
همسرى است ، اگرچه با لفظ عربى يا فارسى يا هر زبانى ديگر باشد و حتى با نوشته ، يا اشاره و يا وسايل صريح ديگرى كه دلالت بر رضايت همسرى كند ، صحيح است و هيچ‌يك از قدماى فقها و گروهى از متأخرين ، صيغه‌ى لفظى را در نكاح اثبات نكرده‌اند . ضمناً چندين‌بار خواندن خطبه‌ى عقد با الفاظ مختلف ، كه اكنون رواج دارد به‌معناى عقد بعد از عقد بوده و كارى باطل و تحصيل ماحصل و نوعى بازى با كلمات است . و قبول همسرى با هر وسيله‌ى اثبات‌كننده‌ى آن ، در جهاتى كه ذكر مىشود با زنا فرق دارد : 1 - در زنا هيچ‌يك از شرايط ازدواج وجود ندارد ، 2 - و چنان‌چه شرايط ازدواج هم مطرح باشد چون زن و مرد ، مصمم به‌ازدواج نيستند ، و صرفاً آميزش مورد نظر است ، به‌اين‌جهت چنان عملى در سِلك نكاح نيست ، 3 - تفاوت ديگر نكاح و زنا اين‌است كه در نكاح ، مهريه در مقابل همسرى است ، چه مباشرت باشد يا نباشد و اگر هم زن مهريه را ببخشد هم‌چنان شرط همسرى پابرجاست ، ولى در زنا ، مزد در مقابل عمل جنسى است كه اگر اين‌كار انجام نشود ، مزدى هم در كار نيست . و ارتباط جنسى با زن شوهردار كلًا حرام است و . . . در هرصورت ، ازدواج امرى طبيعى و مطابق با فطرت انسانى است و خداى متعال آن‌را سبب آرامش زوجين ، نزديكى قلوب و ازدياد عواطف روحانى آنان به‌يكديگر قرار داده است ، ولى زنا حتى در جوامع منحرف ، باعث اضطراب ، افسردگىهاى روانى ، به‌خطر افتادن نظام خانواده