نساء مىخوانيم : « يستفتونك قلاللَّه يفتيكم . . . » « از تو - پيامبر صلى الله عليه و آله - فتوا مىخواهند بگو خدا بهشما فتوا مىدهد . . . »
ثانياً : آرى ! برادرى كه كليهاش دو برابر كليهى خواهرش ارزش دارد با از دست دادن يككليه مقدارى از كارآيى خود را از دست داده ، ولى در مقابل با اين ايثار ، باعث نجات جان خواهر خود شده است ؛ بنابراين هر شخصى بهآسانى مىفهمد كه اهميت نجات جان خواهر ، بيشتر از نقص در بدن برادر است ، و نقص جزيى در بدن او كمتر از جبران نقص كلّى در حيات خواهر مىباشد ، و در حقيقت او قسمتى از كارآيى خويش را به عنوان يك مرد از دست داده ، ولى با فداكارى انسانى خود ، تمام كارآيى حياتى را به خواهرش منتقل كرده است ، و مثالى كه در نامه آورده شده ربطى به موضوع فوقالذّكر ندارد ، زيرا در مثال مذكور پس از آن كه برادرى ، خانهاى را كه دو برابر وسعت خانهى قبلى خواهرش بوده به او بخشيد ، خواهر مالك تمام خانه مىگردد ، گرچه از نصف آن استفاده كند ، و اگر كسى عمداً خانه را تماماً خراب كند ، خواهر مىتواند خسارت تمامى آن را بگيرد ، چون مالك كلّ آن بوده است ، البته اينجانب در شگفتم كه چگونه مثال فوق را به موضوع بخشش كليه ربط دادهاند .
جواب بهپاسخ شمارهى 11 : اوّلًا : برمبناى قرآن ، ارزش معنوى زن و مرد - عنداللَّه - براساس تقوى محاسبه مىشود . ثانياً : زيادتر بودن نسبت به مردان مربوط به ميانگين جمعيت زنان و مردان در طول تاريخ است . ثالثاً : در اينجا آمار بشر در مقابل علم مطلق الهى كه مربوط بهكلّ
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٧٢