تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نيست . « 1 » 3 اگر يك‌مرد ، كسى را كه از نظر ژنتيكى دو جنسى ( نر - ماده ) است بكشد ، بايد نيم‌بهاى مجموع ديه‌ى زن و مرد - يعنى 750 مثقال طلا - را به ولىّ دم بپردازد . 4 - اگر كليه‌ى يك برادر را به‌خواهرش پيوند زدند كليه مال كسى است كه بالفعل نزد اوست و به‌هنگام قصاص ، حكم آن مربوط به‌شخص گيرنده‌ى كليه است نه دهنده‌ى كليه ، بنابراين اگر ضاربى به‌كليه‌ى آن خواهر - كه كليه‌ى پيوندى برادرش بوده - آسيب رساند و يا آن‌را از كار انداخت محكوم به‌پرداخت ديه‌ى كليه‌ى زن است نه مرد ، و برادر آن زن نيز نمىتواند مدعى ديه‌ى كليه از كارافتاده‌اى باشد كه قبلًا از آنِ او بوده و به‌خواهرش بخشيده ؛ چون پس از بخشش به‌خواهرش ، كليه از آنِ خواهر اوست و برادر نمىتواند هيچ‌گونه ادعايى داشته باشد . اينك براى اطلاع بيشتر پيرامون احكام قصاص از ديدگاه قرآن و سنّت ، مقتضى است به‌كتب عربى تفسيرالفرقان و تبصرةالفقهاء و رسائل فارسى حقوق زن از ديدگاه قرآن و سنّت در همين كتاب و توضيح‌المسائل نوين مراجعه گردد ، و نگارنده‌ى اين جوابيه آماده‌ى
هامش
( 1 ) - و چنان‌چه مطرح باشد ، ارزش معنوى ميان خود مردان و ميان خود زنان ، تفاوت در قصاص ، هرج و مرج در تشخيص حكم است كه هرگز قابل كنترل نخواهد بود و همان‌طور كه گفته شد قدرت توليد مثل بيشتر مردان و ساير موارد قطعاً جنبه‌ى واقعيت انكارناپذير بيرونى دارد و حكمت تفاوت حكم قصاص مرد و زن همين واقعيات است و بالاخره « الحر بالحر » دليل تساوى خون‌بهاى مردان نسبت به‌يكديگر است و « الانثى بالانثى » عهده‌دار تساوى خون‌بهاى زنان با هم است و اين دو نصّ ، دلايل قطعى بر نابرابرى خون‌بهاى مرد و زن است ؛ چنان‌كه « العبد بالعبد » دليل بر نابرابرى عبد با حُرّ مىباشد