ب ) تضاد با عقل :
1 - اگر مردى عادل در اثر سكتهى قلبى يا بيمارى فوت كند ، عقلًا هيچكس ، عدهى بىگناه ديگرى را مسؤول پرداخت ديه بهخانوادهى آن مرد محترم نمىكند ؛ پس با كدامين استدلال عقلى هنگامى كه بهخونخواهى زنى بىگناه ( كه بهدست مردى ظالم كشته شده است ) مىخواهند آن مرد ظالم را قصاص كنند ، خانواده داغدار و ستمديدهى آن زن مقتوله كه كوچكترين گناهى مرتكب نشدهاند ، موظف بهتأمين مخارج خانوادهى آن مرد ظالم خواهند بود ؟
بهنظر نگارنده ، اصولًا هنگامى كه سرپرست خانوادهاى در جامعهى اسلامى بههردليل فوت مىكند ، يا قصاص مىشود عقلًا بايد از بيتالمال مخارج آن خانواده تأمين شود ( تا هنگامى كه حداقل يكى از اعضاى آن خانواده ، توانايى برعهده گرفتن مسؤوليت سرپرستى خانواده را كسب كند . )
2 فرض كنيد زنى بىشوهر ، صاحب چندين فرزند خردسال و پدر و مادرى پير و ناتوان كه تحت تكفل زن هستند ، بهدست مردى بر سر اختلافات مالى بهقتل مىرسد ، حال پس از قصاص قاتل ، دو كفهى ترازوى عدالت را با هم مقايسه مىكنيم . در يك كفه خانوادهى مقتولهى بىگناه نشستهاند كه با فروش وسايل زندگى خود نصف ديه را تهيه كرده
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٢٦