زمينهاى هفتگانه
گذشتگان چنان كه گذشت كرهء زمين را مركز جهان هستى مىپنداشتند و دنياى زندگى را در انحصار همين كرهء مسكون ما مىدانستهاند ، بنابراين انديشهء دنياهاى ديگر را به خود راه نميداده ، و بلكه بيشتر فلاسفهء قديم براهينى اقامه كردهاند : كه وجود زمينى بجز زمين ما در سراسر كيهان از جملهء محالاتست .
اينان ميگفتند ستارگان اعم از ثوابت و سيارات از جنس فلك بوده ، و هرگز چيزى از سنخ زمين ما و سرنشينانش در آنها وجود ندارد ! ! .
اكنون شايسته است در اين پيرامون كاوشى در آيات مقدسات قرآنى كنيم :
هفت كرهء خاكى :
زمينهاى هفتگانه : قال تعالى :
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
[ الطلاق 12 ] .
خدا كسى است كه آفريد هفت آسمان و از جنس زمين مانند آنها را ، امر الهى ميان آنها ( آسمانها و زمينها ) پياپى فرود ميآيد ، تا بدانيد كه خدا بر هر چيز توانا است و علمش بر هر چيز احاطه دارد .
وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ :
جملهء فوق دلالت دارد بر هفت بودن زمين مانند هفت عدد آسمان ، و در تمامى قرآن منحصر بفرد است .