جايگاه زمين ما
دير زمانى است كه بشر در برابر اين پرسش كه : زمين كجا و روى چيست ؟
متحير مانده ، و در پاسخ آن بخرافات و پندارهائى بىپايه گرائيده است .
از جمله تخيلاتى كه در گذشته بر سر زبانها مىآمده اين بوده است ، كه زمين بر گردهء ماهى يا خروس و يا شاخ گاو است ، و تا آنجا كه مىدانيم قديمترين ريشهء اين سخن يونانيهاى قرون اولى مىباشند « 1 » .
با كمال تأسف اين گونه خرافات كما بيش ميان مسلمين نيز ريشه دوانيده تا به جائى كه بعنوان گفتار برخى از پيشوايان بزرگ دين وانمود شده است « 2 » .
و چنان به نظر ميرسد كه اين پندار داراى يكى از دو سرچشمه باشد :
1 - ريشهء قديمى يونانى و غيره كه در خلال ساير علوم ميان روايات اسلامى جازده شده
2 - خبريست از حضرت صادق ( ع ) كه زارع سالخوردهاى كه داراى دو گاو شخمزن بود حضور آنحضرت شرفياب شده اظهار داشت : اكنون كه عمرم بپايان رسيده چطور است كه آخرين سرمايهء زندگى خود - اين يك جفت گاو - را به فروش رسانم ، و سپس بگوشهاى خزيده و با معيشت اندكى بعبادت خدا بپردازم ؟
هامش
( 1 ) - نقل از تاريخ اديان ترجمه و گردآورده سيد حسن تقىزاده .
( 2 ) - چنان كه در خبر است : خدا زمين را بر آب و آب را بر صفا و صفا را بر ماهى و ماهى را بر گاو نهاده . . . « توحيد صدوق » .
و در خبر ديگر است : كه هفت زمين برگردهء خروس مانند حلقهاى است در بيابان . . .
« توحيد صدوق » .