فخر رازى « 1 » نيز معنى فوق را تقويت نموده و پس از ذكر هر دو معنى گويد :
اين سخن كه : ادحى النعامة موضعه الذى يكون فيه . أى بسط و ازالت ما فيه من حصى حتى يتمهد له . . .
و اين گواهى است روشن بر اينكه معنى دحو به كندن و پهن كردن و آماده ساختن براى سكونت پايان مىيابد .
در هر صورت آيات مربوطه و نص كتب لغت بهترين گواه معنى دحو است كه انداختن و حركت دادن است ، و چنان كه گفتيم زمين در اثر حركت شديد خود داراى تمامى مراتب وسعت و قابليت سكونت و آب و گياه و . . . گرديد .
پيرامون دحو الأرض احاديثى نيز از پيغمبر ( ص ) و ائمه ( ع ) نقل شده كه غالبا دحو را تفسير به نتيجهء معنى لغوى آن يعنى پهن كردن نمودهاند و اين منافات با معنى اصلى آن ندارد .
بخصوص در صدر اسلام كه چنانچه پيغمبر ( ص ) و يا يكى از ائمه ( ع ) دربارهء حركت زمين سخنى صريح به ميان ميآوردند ، از لحاظ آنكه بر خلاف حس عمومى مردم بود به سختى مورد انكار واقع ميشده و چه بسا موجب انحراف آنها و تكذيب مقام رسالت و اصل ديانت مىگشته است .
پس بناچار اين حقيقت را بزبانى ديگر كه مشتمل بر نتيجهء آنست اظهار نموده اند و نمونهء اين گونه بيانات در مطالب آيندهء كتاب نيز خواهد آمد .
بنابرآنچه گذشت آيهء فوق از ادلهء حركت زمين بشمار است .
هامش
( 1 ) - جلد 31 ص 47 تفسير خود .