چون احكام مربوط به توحيد ، نبوت ، معاد كلًا بيان شده بود ، اين آيه تنها مربوط به اكمال دين در تعيين تكليف ضمانت اجرايى آينده است نه به معناى اين كه بعد از اين آيه ، آيات ديگرى نبايد بيايد . گرچه بعد از آن هم آيات چندانى نازل نشد ، زيرا در ساير جهات نيز بسيارى از مسايل و خواستههاى ربانى بيان شده بودند ، لكن مهمترين مسأله در آخرين لحظات ختم وحى ، روشنشدن وضعيت بعد از وحى بود ، كه خداى متعال در جريان غدير خم آن را معين فرمود . حال به اين حكم الهى عمل شد يا نشد ، بحث ديگرى است ، چنانكه عمل به احكام ديگر نيز اجبارى نبوده .
استمرار اجراى وحى بعد از رسول ، مسأله بسيار مهمى است كه اگر خداى متعال آن را مشخص نمىكرد ، ارسال وحى قرآن تنها تا زمان حيات رسولش ، ضمانت اجرايى داشت و بعد از آن ، بندگان مىگفتند تكليف بعد از رسول در اجراى صحيح و معصومانهى احكام روشن نبود و ما نفهميديم چگونه عمل كنيم ! حتى اگر چنين نگويند ، لكن تعيين رسول و جانشين معصوم رسول در اجراى احكام ، تنها وظيفهى خداست و همانطور كه بشر نمىتواند رسول تعيين كند ، جانشين رسول را هم نمىتواند معين كند .
اگر مردم بتوانند رئيس جمهور تعيين كنند ، مىتوانند جانشين يا نفر بعد از وى را هم تعيين كنند و اگر نتوانند مقامى را نصب نمايند ، جانشين يا استمرار دهندهى مقام او را هم نمىتوانند معين نمايند .
بنابراين با بيان حكم جانشين و استمراردهندهى رسالت در بعد اجراى معصومانهى وحى ، كمال استمرار آن تحقق يافت و لذا اكمال دين در اين آيه به معناى روشن شدن تكليف مردم پس از رسول است . و اين خود نشان از اين است كه بعد از رسول ، بشر حق دخالت در امر الهى را ندارد و بيان وحى تا زمان حيات رسول با خداست و اجراى وحى نيز تا هنگام وفاتش با رسول است و بعد از رحلت پيامبر ، اجراى احكام دين ، با كسانى است كه خداى متعال در نظر دارد . بشر بدون حضور معصوم ، حتى در اجراى صحيح احكام دچار خطا و لغزش مىشود ، تا چه رسد كه بخواهد حكمى هم بر خلاف احكام صريح الهى درست كند .
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٥٥