اين بود كه ديگر هيچ آيهاى نبايد بيايد ، پس چرا بعد از آيهى اكمال دين آيات ديگرى هم نازل شد ؟ لذا اين كمال همان كمال دين باذاتيات بود . [ آفتاب 15 / ص 77 ]
آيةاللَّه صادقى : عرضيات قرآن هم پس از تحققشان هرگز تغيير و تبديلپذير نيستند و كمال دين به معناى كمال و اتمام بيان احكام قرآن است ، احكام فقهى ، سياسى ، اجتماعى ، اخلاقى ، عرفانى و هر مطلبى كه در قرآن بيان شده ، در زمينهى خودش حكمى است كه قابل تغيير نيست . اگر در فقه بگويد : نماز ، روزه ، حج ، ازدواج ، طلاق ، جهاد ، امر به معروف و . . . چنين است ، هرگز قابل تغيير نيست و حداكثر آن چيزى است كه خدا از بشر خواسته است و جعل حكم جديدى بر احكام شريعت ، خود مخالفت و چه بسا معاندت با شرع است . اگر در اخلاق مىگويد : دروغگويى ، حسادت ، ريا ، بدبينى ، سوء ظن و . . . حرام است ، تا ابد قابل حلال شدن نيست .
احكام تكليفى قرآن همين است كه هست و چيزى اضافه و كم نمىشود : « لا مبدِّلَ لكلماته » هيچ كلمهاى از قرآن قابل تبديل نيست ، اعم از تبديل به كمتر يا زيادتر ، حذف يا تغيير جنس تبديل در قرآن محال است و حتى خدا هم تا ابد آن را تغيير نمىدهد تا چه رسد به ديگران . اگر هدف شما ترسيم مثلث باشد ، بيش از سه ضلع براى آن نمىتوانيد قرار دهيد . درست است كه اضلاع بيشمارند ، لكن مثلث سه ضلع بيشتر نمىتواند داشته باشد . كل بشر با هم قرارداد و توافق كردهاند كه مثلث سه ضلعى باشد . هدف خداى متعال هم از ترسيم قرآن ، بيان تكاليفى بوده كه از بشر مىخواسته و بيش از اينهم چيزى از مكلفان نمىخواهد . بنابراينقرآن حداكثر خواستههاى پروردگار از مكلفان است . آيا اكنون خواستهاى بر خواستههاى خدا اضافه شده كه در قرآن نيامده باشد ؟
هرگز !
خداى متعال كل احكام توحيدى ، نبوت و معاد را بيان كرده بود . بخش عظيمى از احكام عبادى اجتماعى هم نازل شده بود . تنها چيزى كه باقى مانده بود ، ضمانت اجرايى بعد از رسول بود كه به صراحت شيعه و سنى در غدير خم اين آيه نازل شد : « الْيَوم اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم واتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى و رَضيتُ لَكُمُ الْأِسْلامَ ديناً » ( مائده / 3 )
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٥٤