زندگىاش خدمت مىكند ، همينطور براى به پاداشتن حدود الهى كه خدا فرموده است و براى به پاداشتن رفاه و آسايش زندگىاش آنچنان كه شايستهى خود و خانوادهاش باشد ، بايد خدمت و تلاش كند . چنين نيست كه راستگويى در خدمت انسان باشد ، بلكه انسان بايد تلاش كند كه ارزش گرانقدر راستگويى و حقيقتپرورى را حفظ كند . گرچه پيامد راستگويى زندگى سالم است ، لكن اين خود پاداشى دنيوى بر اين عمل شايسته است و پاداش اخروى آن هم وصفناشدنى است . انسان كلًا بايد در خدمت اخلاق مورد سفارش الهى باشد . مواظبت كند كه از حدود ايمان و انسانيت تخطى نكند و مراقب اعمال فردى و اجتماعى خود بر اساس احكام الهى باشد . حقيقت فىنفسه ، پاك و مقدس و مطلوب است و راست نيز هر عمل ، سخن ، نوشتن يا عقيدهى موافق واقع و موافق حقيقت است كه حقيقت و هر چيز منطبق برحقيقت ارزش ذاتى دارد . دروغ نيز حالتى بر خلاف واقع است ، اعم از گفتن ، نوشتن ، عمل كردن و عقيده داشتن و هر قدر ابعاد دروغ بيشتر باشد ، زشتتر است ، كه اين دو ، هم از نظر ذات و هم از نظر اثر بخشى درونى يا اجتماعىشان كلًا راست يا دروغ مىباشند . خلاف واقع در هر صورت خلاف واقع است و هرگز در هيچ بعدى از ابعادش شايسته نيست . شريعت اسلام برمبناى ارزشهاى ذاتى و حقيقى بناشده و نه برمبناى ارزشهاى نسبى و غيرحقيقى . دين انسان را به سوى والاترين و گرامىترين ارزشهاى حقيقى فطرى ، هدايت مىكند . چنان كه رسول گرامى صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « انّى بُعْثِتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقِ » در كل اخلاق به معناى راستى و درستى زندگى است . اين كه راست و دروغ تنها از نظر برونى و اجتماعى اثر خوب يا بد دارد ، چنين نيست . بلكه اصولًا راستگويى و دروغگويى دو حالت درستى و نادرستى انسان است . اعمال دروغين و كاذب خود استقامت و انحرافى در برابر حق است و اعمال راست و حقيقى ، تسليم ، پذيرش و توافق با حق است كه خود ارزش ذاتى دارند ، چنان كه حقيقت كذب داراى ضد ارزش ذاتى مىباشد .
بنابراين قرآن در تشريع احكام ، حدّاقل و حداكثر لازم را براى تعيين تكليف مكلفان بيان فرموده و حتى در مورد مسائل دنيويّه مادى و اقتصادى كه مورد نياز جامعه و
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٥١