فقها در پاسخ ، دليل بر ضعف قرآن و دين نيست . بهطور كلى هر چه در قرآن بدون قيد و شرط بيان شده ابدى و جاودانه است و فقط آن مواردى كه خود متن منحصر به زمان يا مكانى خاص نموده ، موقت و منحصر خواهد بود ، و قوانين تجربى قرآن نيز مطلق است ، گرچه مىتوانست قوانين بيشترى از تكوين را نيز بيان كند ، لكن مقدارى از آن را كه لازم دانسته ، بيان فرموده و تكاملش را به عهدهى بشر نهاده است . بشر هيچ گاه نخواهد توانست در تشريع و تكوين ، حكم و قانونى جايگزين نصّ مطلق و ابدى قرآن كند ، چون مطلق نيست . اگر شما مىتوانيد قانونى مطلق ارايه كنيد و با خدا برابرى كنيد بسماللَّه .
چه در عباديات ، اجتماعيات ، حقوقيات . . . و چه در تكوينيّات ، همهى قوانين الهى جاودان و ابدى است ، مگر نصّ يا اشارهاى بر خلاف آن از خود دين داشته باشيم . هفده ركعت نماز حداكثر نماز واجب در شبانه روز است و تا 51 ركعت حداكثر استحبابى است كه خدا خواسته است و اين مستحبات را به شرطى مىتوانيد انجام دهيد كه به ساير جهات زندگىتان لطمهاى وارد نسازد . حتى حداكثر مستحباتى كه خدا خواسته ، در اسلام آمده است تا چه رسد به واجبات ، بيش از آن را خدا نمىخواسته و نمىخواهد و بشر با محاسبهى توانايى خود مىتواند آنها را انجام دهد .
يك ماه روزهدارى حداكثر روزهى واجب است و كمتر نمىشود ، بيشتر از آن مستحب است ، حتى اگر بخواهيم از اين حداكثر كمتر بخوانيم و بگيريم ، بايد طبق شرايط متن باشد . متن قرآن مىفرمايد اگر بر جان و سلامتى خود ترسيديد ، واجب است از كيفيت نماز بكاهيد و روزه نگيريد ؛ ديگر هيچ . آيا ديگران مىتوانند شرايطى از خود اختراع كنند كه با آن شرايط نماز و روزه را كم يا زياد گردانند ؟ هرگز .
احكام توحيدى ، فقهى ، عرفانى ، اخلاقى فردى و اجتماعى ، همگى در قرآن و سنّت قطعيه بيان شدهاند و از نظر ارزش يكسان هستند . حرام فقهى و حرام اخلاقى و حرام
توحيدى تفاوتى ندارند . مثلًا اگر در احكام توحيدى شرك حرام است ، اگر در احكام فقهى ، دزدى و ترك نماز حرام است ، و اگر در احكام اخلاقى دروغ ، غيبت ، تهمت ، حسادت و . . . حرام است ، همه از نظر حرمت اصل يكساناند . اگر انسان براى خدا و
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٣٥٠