كرد و غير از آن مرد كسى برنخاست ، سپس پيامبر براى بار سوم سخن خود را تكرار نمود ، و آن مرد بلند شد . پيامبر فرمود : « آيا از قرآن چيزى نيكو مىدانى ؟ » گفت : آرى . پيامبر فرمود : « شما را به ازدواج هم در مىآورم بر اساس آنچه از قرآن نيكو مىدانى ، پس آن را به اين زن هم بياموز . » « 1 »
6 - بريد عجلى از امام باقر نقل مىكند كه : از امام عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه با زنى ازدواج كرد به شرط آن كه سورهاى از قرآن را به او بياموزد . حضرت عليه السلام فرمود : « دوست ندارم بر او دخول كند ، مگر اينكه آن سوره را به او بياموزد ، و چيزى به او دهد . » « 2 »
7 - ابن عواض مىگويد : از امام صادق درباره كسى پرسيدم كه با زنى ازدواج مىكند و مالى ندارد كه به او بدهد و دخول مىكند .
امام عليه السلام فرمود : « مسألهاى نيست ، اين دينى است كه زن بر عهدهء آن مرد دارد . » « 3 »
8 - عبيد بن زراره مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : يك مرد مسيحى با يك زن ازدواج مىكند به شرط اينكه مهر سى خم شراب و سى رأس خوك باشد ، وسپس هر دو اسلام مىآورند ودخولى هم صورت نگرفته است امام عليه السلام فرمود : « مرد بايد ببيند بهاى خوك و شراب چقدر است و قيمت آن را براى زن بفرستد وسپس دخول انجام دهد ، و هر دو بر نكاح نخستين خود هستند . » « 4 »
هامش
( 1 ) - همان ، ص 3 ، باب 2 ، حديث 1 .
( 2 ) - همان ، ج 15 ، ص 12 ، باب 7 ، حديث 2 .
( 3 ) - همان ، ص 14 ، باب 8 ، حديث 2 .
( 4 ) - همان ، ص 4 ، باب 3 ، حديث 2 .