تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
اگر گويند : علّت فاعليّت وجوب فعل چون مخلوق خداست ، پس فعل نيز مخلوق خدا باشد و واقع به ايجاب خدا . جواب گوييم كه : هر كه فعل بنده را به اين معنى مخلوق خدا داند ، قائل به جبر نيست ، بلكه قول به جبر آن است كه فعل را بى واسطهء بنده مخلوق خدا داند . اگر گويند كه : اين معنى اگر چه جبر نيست ، امّا شريك است در مفسدهء جبر ؛ چه خلق ذات عاصى مثلًا كه مقتضى عصيان است و تعذيب بر عصيان در قبح مثل خلق عصيان است در دست عاصى و تعذيب بر آن . جواب گوييم : وقتى مثل او باشد كه خلق ذات عاصى براى عصيان باشد بالذات ، امّا اگر خلق او بالذات براى مصلحتى باشد و مفسدهء عصيان از او بالعرض لازم آيد ، هر آينه قبحى لازم نيايد ، چنان كه در مسألهء شرّ بيايد . اين آخر تفصيل دوم مولانا است در بيان تحقيق « أمر بين أمرين » . مؤلّف را در هر دو تفصيل بحث است . امّا تفصيل اوّل ؛ زيرا كه بالاخره منجرّ است به اين كه نفس فاعل مقتضى ارادهء فعل قبيح است و حال آنكه مىتواند كه ارادهء فعل قبيح نكند ؛ چه بالبديهه اگر خواهد كه اين اراده را نكند نمىكند و توانستن معنى به غير اين ندارد ، چنان كه در صدر باب گفتيم و حسن تكليف به فسخ اين اراده نيز مؤيّد است . پس صواب در جواب سؤال چهارم آن است كه گوييم كه : به وجوب اختيار ، سلب اختيار نمىشود و چنين نيست كه بعد از وجوب اگر بنده خواهد كه نكند ممكنش نشود و بنا بر قول به اقتضاى ذات فاعل قبيح را ، اشكال از راه استحقاق وارد مىشود و بعضى قاصران معاصران در آنچه در اين تفصيل است كه فعل قبيح به اعداد و امداد خداست گويد : كدام عاقل قائل تواند شد به اينكه خدا ديگران را از اعانت بر اثم و امداد بر آن منع نمايد و خود به فرد كامل آن متّصف باشد ؟ و كى مؤمن راضى مىشود به اينكه بگويد : قتل امام حسين عليه السلام به امداد و اعداد خدا واقع شد و اگر اين اعداد و امداد نمىشد اين قتل واقع نمىشد ، هر