تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
گوييم : اين معلوم است و صريح قول معصوم است كه : اللَّهُ أعزّ من أن يكون في سلطانه ما لا يريد . آرى اين سخن در تحقيق « أمر بين أمرين » با قطع نظر از اينكه غير معنى مأثور است ، باز به قول اشاعره نزديك و با آن در بعضى مفاسد شريك است ؛ زيرا كه از اين قرار باز خدا فاعل باشد و عبد در افعال واسطهء ايصال لا حقيقة لفاعليّة ، چنان كه در اين معنى گفته‌اند : شعر :
فعل از فاعل و تاوان عمل بر قابل * حلّ اين مسأله بر معتزلى مشكل بود
تفاوتى كه هست اين است كه در اين صورت وساطت عبد با قدرت و اراده مؤثّرهء عبد است و آلت خدا قدرت و ارادهء عبد است ، نه نفس عبد بدون قدرت و ارادهء مؤثّرهء او . و بنابر قول اشاعره ، عبد بدون قدرت و ارادهء مؤثّرهء آلت خدا بود و به اين قدر تفاوت قلع مادّهء فساد نمىشود ، هر چند علما به گمان اينكه به اين قدر تفاوت قلع مادّهء فساد تواند شد ، اين سخن را بيان‌ها كرده‌اند و تفصيل‌ها داده‌اند . از جمله صاحب اشراق و شهير آفاق مولانا عبد الرزّاق در حاشيهء شرح تجريد گويد : ولنا في تحقيقه تفصيلًا ليست هاهنا موضع ذكره ؛ و چون اين دو تفصيل بر اكثر طلبه مخفى بود و در تحقيق مقام به غايت دخيل مىنمود ، لهذا بر دايرهء اين دو تفصيل راه تطويل پيمود ، لكن التحقيق أنّ كلام المفصّل إنّما هو في تفصيل ما في رسالة العلم كما هو معلوم ، وهو أي ما في رسالة العلم مجمل يحتمل كون العبد فاعلًا وكونه آلة ، ولهذا أتى في تحقيقه بتفصيلين ، وبنى في كلّ تفصيل على أحد هذين الاحتمالين . وأمّا ما في رسالة أوصاف الأشراف فهو وإن كان مبنيّاً يحمل عليه المجمل بلاخلاف إلّاأنّ الإنصاف أنّه لبيان حال الأشراف دون سائر الأصناف ؛ لأنّ الأشراف كفاهم اللَّه مؤنة الفاعليّة بقوله :
« أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ »
وبحديث كنتُ سمعه وبصره ولسانه ويده ورجله بلا جزاف .