ديگر حديثُ الإحسان : أن تعبد اللَّه كأنّك تراه ، فان لم تكن تراه فإنّه يرايك . « 1 »
كه گويند : « إن لم تكن » شرط است و « تراه » جزا و معنى آنكه : اگر تو نيست شوى و از خود به روى خدا را مىبينى ، و اين غلط است ، بلكه شرط مجموع « إن لم تكن تراه » باشد و جزا « فإنّه يرايك » بر قياسِ حديث : « خف اللَّه كأنّك تراه ، وإن كنت لاتراه فإنّه يرايك » « 2 » و نتواند بود كه « تراه » جزا باشد به دو جهت :
يكى : آنكه بر اين تقدير جملهء « فإنّه يرايك » از ضبط و نسق مىافتد .
دوم : آنكه به اتّفاق علماى نحو شرط و جزا در صورتى كه هر دو فعل مضارع باشند مجزومند جزماً و رسم الخطّ « تراه » مساعدت نمىكند ، كما تراه .
و ديگر حديث : « خلق اللَّه آدمَ على صورته » . « 3 »
رومى گويد :
خلق ما بر صورت خود كرد حق * وصف ما از وصف او يابد سبق
و جامى گويد :
آدمى چيست بر رخ جامع * صورت خلق و حق در او واقع
نسخهء مجملى است مضمونش * ذات حقّ و صفات بيچونش
و در كلام اهل بيت عليهم السلام صورت همين صورت محدثهء ظاهر است و اضافه براى تشريف است ، مثل بيتى و « روحى » اگر مضاف إليه خدا باشد و از براى محض تعريف است اگر مضاف إليه آن كس باشد كه پيشتر در حديث گذشته است ؛ چه اوّل اين حديث را انداختهاند ، چنان كه در كتاب اسرار اشرار بيان شد .
در اينجا يك معنى ديگر بهخاطر رسيده كه گويا معنى اصلى اين حديث همين بوده و معصوم به جهت صعوبت فهم آن بر اكثر مردمان بيان نفرموده و آن اين است كه مراد از آدم بنى آدم است و ضمير « على صورته » راجع است به آدم ؛ يعنى آدمى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 11 ، ص 203 .
( 2 ) . الكافي ، ج 2 ، ص 67 ، باب الخوف والرجاء ، ح 2 .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 134 ، باب الروح ، ح 4 .