و قدرى از آنها در رسالهء اسرار اشرار گذشت و لؤلؤ صدف تقوى - تغمّده اللَّهُ في بِحار أنواره - با اينكه دو معنى نازك در شرح اين حديث بيان كرده ، در آخر گفته كه : در اين مقام سخن بسيار نازك مىشود و زياده از اين نمىتوان گفت و در اوّل فرموده و مجملى از معانى حقّ اين حديث شريف را براى تو بيان مىكنم تا فريب اهل باطل نخورى و اگر نه عبارت حقّ بسيار است كه موهم معنى باطل مىباشد .
كسى كه قانون شرع و عقل را در دست دارد و انسى بهكلام اهل بيت عليهم السلام بهم رسانيده ، معانى اينها را مىفهمد . و در اثناى بيان گفته : و يك معنى ديگر از اين دقيقتر هست كه ذكر مىكنم و از خدا مىطلبم كه در نظر باطل بينان و احولان بى بصيرتان بهمعنى باطل مشتبه نشود . انتهى .
و اين يك دو بيت شيخ بهاء الدين نيز از اين وادى است و به اين معنى منادى است :
شعر :
اى خدا يك جرعه از روى كرم * بر بهايى ريز از جام قدم
تا كند شق پردهء پندار را * هم به چشم يار بيند يار را
و امّا معنى ديگر كه در اربعين بعد از اشاره به معنى اصحاب قلوب بيان كرده به قولش : هذا مُبالغة في القرب الخ ، كه حاصل معنيش اين است كه : فإذا أحببته أحبّنى كحبّه لحواسّه ؛ پس اين معنى هر چند فسادى ندارد ، ليكن چون در بعضى اخبار به اين عبارت واقع شده است كه : بي يسمع وبي يبصر وبي يمشى وبي ينطق « 1 » به اين اعتبار و به اعتبارات ديگر ، اين معنى نبايد مراد باشد .
كتل : اگر به لطف الهى فهميدى معانى حقّ اين حديث را ، مىتوانى فهميد كه مقرّبان را به حكم خذ الغايات ودع المبادى از مبادى استغنا حاصل و به مقام تخلّقوا بخلق اللَّه و اصل سميعند ، نه به آلت سمع بصيرند ، نه به آلت بصر ناطقاند ، نه به آلت نطق كارها كنند ، نه بهدست راهها روند ، نه به پا ؛ چنان كه حضرت امام حسين عليه السلام به يك
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 90 ؛ بحارالأنوار ، ج 7 ، ص 78 ، ذيل ح 39 .