حقّ ، ان شاء اللَّه تعالى ، مذكور مىشود .
سيّم : مذهب اشاعره است و مخترع آن ، ابوالحسن اشعرى است « 1 » و اكثر سنّيان بر اين مذهب بوده و هستند و اصل دعوى ايشان ، آن است كه مىگويند : فرقْ ميان حركت دست صحيح و رعشهدار هست ؛ امّا به اين روش كه دست صحيح ، كارى را [ كه ] مىكند به قدرت خود مىكند و قدرت بنده حاصل مىشود با كردن كارى ، نه اينكه پيش از كردن كارى باشد ، امّا اين قدرت را تأثيرى در كار نيست ؛ بلكه هر كارى مىشود ، به قدرت غالبهء الهى و بس و دست رعشهدار ، قدرت آن را ندارد . پس فرق ميان دست صحيح و دست رعشهدار ، يافت شد .
مخفى نماند كه اين طايفه ، چون مطّلع بر ناخوشى مذهب جهيميّه شدند ، ظهور بطلان و ركاكت آن را شنيدهاند ، براى خلاصى از آن قبايح ، وضع اين مذهب نمودهاند و مع هذا ، آنچه بر جُهيميّه از قبايح و ناخوشىها لازم مىآمد ، بر اين طايفه نيز لازم مىآيد و به هيچ [ وجه ] ، رفع اسناد ظلم و عجز و عدم حكمت از جناب الهى نمىتواند شد ، براى اينكه قدرتى را كه بنده داشتهباشد ، به هيچ وجه آن قدرت را تأثيرى نباشد ؛ بلكه تأثير را قدرت ديگرى مىكردهباشد ، از وقوع تأثيرى كه به قدرت ديگرى باشد ، يا از قدرتى كه تأثيرى در آن نباشد ؛ چه ، تقصير بر بنده لازم مىنمايد كه به سبب آن بايدش به جهنّم رفت و اين مذهب ، بالمآل ، اصل مذهب جهيميّه است و بعضى ديگر از ادلّهء بطلان اين نيز مذكور مىشود ، ان شاء اللَّه تعالى .
چهارم ، مذهب قاضى باقلانى « 2 » است كه يكى از سنّيان است و او مىگويد كه اصل
هامش
( 1 ) . ابوالحسن على بن اسماعيل اشعرى ( 260 - 324 ق ) از نسل ابو موسى اشعرى ، مؤسّس مذهب اشاعره وپيشواى اين عقيدهء كلامى است . او در بصره متولد شد و در اوّل كار بر مذهب معتزلى بود و بعداً از آن مذهب برگشت و مذهب خود را معرّفى نمود و در بغداد از دنيا رفت . مىگويند كه عدد مصنّفات وى به سيصد مىرسد و از جمله مصنّفاتش : « الرد على المجسّمه » ، « مقالات الإسلاميين » و « الإبانة عن أصول الديانة » است ( همان ، ج 4 ، ص 263 ) .
( 2 ) . ابوبكر محمّد بن الطيّب بن محمّد بن جعفر ( 338 - 403 ق ) از بزرگان علماى كلام اشاعره است . او دربصره متولد گرديد و در بغداد زندگى كرد و در همان جا از دنيا رفت و از جمله مصنفاتش : « الإنصاف » ، « إعجاز القرآن » ، « دقائق الكلام » و « كشف أسرار باطنيه » است ( همان ، ج 6 ، ص 176 ) .