تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
عقايد عامّهء اهل اسلام را در اين مسئله ايراد نمود . آنچه را عقلًا و نقلًا بطلان آن ظاهر باشد ، قلمى « 1 » و آنچه را حقيقتش معلوم باشد ، محرّر مىنمايد و بعد از آن ، معنى حديث را بر وجهى كه هيچ گونه خفايى در ظاهر و باطن آن نماند و مجال هيچ گونه سخنى در آن نباشد ، ان شاء اللَّه تعالى در حيّز تحرير درمىآورد ، واللَّه المستعان وعليه التكلان . پوشيده نماند كه مذهب تمامى امّت حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در خلق افعال عباد ، هفت است : اوّل : مذهب فلاسفه است كه حكماى اسلام‌اند و ادّعاى ايشان آن است كه جميع مخلوقات را از اجسام و اعراض به عنوان ايجاب مىدانند ؛ يعنى مىگويند مثلًا كه بر حضرت بارى تعالى واجب شد كه زمين را بيافريند ، پس آفريد ، يا واجب شد كه در دستِ كسى ، كارى را جارى كند ، پس جارى كرد و بطلان اين مذهب به چندين جهت شده و چون ترقيم همهء آنها در اين مقام ، ضرور نبود ، يك دليلى كه قريب الفهم بود ، مذكور مىشود و آن اين است كه قاطبهء اهل ملل و اديان ، حضرت ايزد غفّار را قادر و فاعل مختار مىدانند ؛ به اين معنا كه آنچه خواهد ، به اختيار خود مىكند ؛ چه قدرت فاعلى ، عن معنى الاختيار ، توانايى است بر چيزى . چنان كه گفته مىشود : احدى را كه راه تواند رفت و تواند نرفت ، اين قادر است و هرگاه نتواند راه رفت ، غير قادر است . هرگاه حقّ تعالى ، خلق و ايجاد اشيا را به عنوان وجوب بكند ، ديگر اختيارى براى او نمىماند و از اين ، لازم مىآيد كه هرگاه كارى را كه مىكند ، اگر خلاف آن را اراده نمايد ، نتواند نمود . پس در كارها مضطرّ و هر موجودى ، واجب الوجود خواهد بود و اين ، كمال نقص در ذات گرامى الهى خواهد بود . تعالى شأنه عن ذلك و هر عقلى ، بطلان اين را مىداند . دوم : مذهب جهيميّه « 2 » است و مبتدع آن جهيم بن صفوان تِرمَذى است و ملخّص
هامش
( 1 ) . قلمى مىنمايد : قلم بطلان مىكشد ، حذف مىكند . ( 2 ) . جهم بن صفوان سمرقندى ( م 128 ق ) مكنّى به ابو محرز از مواليان بنى راسب بوده و به وجود آورندهءمذهب جهميّه ( جهيميه ) است . ذهبىمىگويد كه او گمراه كننده مردم و باعث بدعت بود و فرماندهى لشگر حارث بن سريح را بر عهده داشت و بعداً بر امراى خراسان خروج كرد . نصر بن سيّار او را دستگير كرد و دستور قتلش را صادر نمود ( الأعلام ، خيرالدين الزركلى ، بيروت ، دار العلم للملايين ، ج 2 ، ص 141 ) .
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 407 | محمد حسين شمس الدين / مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى