نهج البلاغه تصريح فرموده به اينكه جناب ايزد تعالى خلقت مورچه را خود كرده بدون واسطه « 1 » و همچنين دليلى تمام بر وجود عقول مجرّده ثابت نشده . ) « 2 »
مقدّمهء دويم اينكه اصوليّين خلاف كردهاند بعد از آنكه تعريف امر را كردهاند به اينكه آن طلبى است به قول از عالى بر سبيل استعلا ، يا « 3 » مطلقاً در اينكه آيا اين طلب عين اراده است يا غير آن است ؟
معتزله و اصحاب ما گفتهاند كه : عين اراده است ؛ به جهت اينكه ما نفهميم معنى از آن به غير اراده و جايز نيست در حكمت اينكه لفظ ظاهرِ مشهورى موضوع باشد از براى معنى كه كسى آن را نداند و نفهمد ، يا اگر فهمد معنى بسيار خفى باشد .
و اشاعره گفتهاند كه : طلب غير اراده است و استدلال كردهاند به چند وجه :
اوّل اينكه حقّ تعالى امر كرده است كافر را به طاعت و از او نخواسته است ؛ به جهت آنكه اگر خواسته باشد لازم مىآيد تكليف به محال ، به علّت اينكه حقّ تعالى عالم است به اينكه كافر فرمان نخواهد برد ، پس اگر كافر فرمان برد ، لازم مىآيد كه علم خدا جهل شود ، پس ممكن نيست فرمانبردارى كافر ، پس تكليف به آن جايز نيست و اين سخن مردود است به اينكه عالم تابع معلوم است و علّت آن نيست و چون او فاعل مختار است ، پس هر گاه به سوء اختيار خود احد طرفين را كه مخالفت است اختيار كند ، اين منشأ اين نمىشود كه فعل از مقدور بودن خارج شود ، يا مورد تكليف نتواند شد ، و لكن در اينجا اشكال ديگر هست و آن اين است كه هر چند مقدور باشد و از طلب آن تكليف به محال لازم نيايد ، و لكن طلب حكيم با وجود علم به عدم حصول ، لغو و قبيح است ، پس از اين جهت ممتنع خواهد بود !
و جواب آن اين است كه فايده در اين تكليف موجود است و آن يا امتحان و اظهار حال مكلّف است بر بندگان ، مانند تكليف ابراهيم به ذبح ولد و يا به جهت اتمام
هامش
( 1 ) . ن . ك : نهج البلاغة ، ص 269 ، خطبهء 185 .
( 2 ) . پايان افتادگى از نسخهء ب ، كه از ص 354 شروع شده بود .
( 3 ) . ب : تا .