تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
از حضرت امام رضا عليه السلام روايتى كه مستفاد مىشود از آن و آن اين است كه : مشيّت قصد فعل يا ترك است ، به حيثيّتى كه نسبتش مساوى باشد و اراده ، تعلّق گرفتن قصد است به فعل يا ترك به خصوص « 1 » . [

اختيار

] و امّا اختيار ، پس آن ، ترجيح دادن فعل يا ترك است بر آن ديگر ، پس اختيار متوسّط باشد ميان مشيّت و اراده ؛ زيرا كه اوّل قصد به فعل يا ترك مىشود ، بعد از آن ترجيح أحدهما و بعد از آن عزم بر آن . و چون اراده به اين معنى كه مذكور شد حقيقت آن از براى جناب اقدس الهى محال است ، پس بايد مراد معنى مجازى باشد ، پس از اينجاست كه متكلّمين اماميّه [ گفته‌اند ] كه ارادهء الهى همان علم به اصلح است و بعد از آن ديگر چيزى نيست به غير احداث و ايجاد ، پس ذات مقدّس او بصفاته الكماليّة الذاتيّة كافى است در حصول حوادث بدون حدوث امرى در ذات او ، پس ايجاد در اين وقت كه مصلحت است ، قايم مقام آن عوارضى است كه مقارن حصول آن حاصل مىشود در انسان . و از اينجاست كه محدّثين اماميّه گفته‌اند كه : اراده از صفات فعل الهى است . و الحاصل ، حقّ تعالى به عين ذات خود ، وجود هر خير و نفع را مىخواهد و وجود هيچ شرّ را نمىخواهد و به سبب تفاوت خير و شرّ نسبت به احوال و اوقات و خواستن چيزى در وقتى دون وقتى ، تغيّر در ذات او لازم نمىآيد ، مثلًا خلقت زيد امروز خير است و صلاح است و پيش از اين خير نبود و خداى تعالى در ازل مىخواست كه امروز موجود شود ، پس از جهت اينكه افهام قاصره توهّم نكنند كه به سبب تغيّر حال زيد در بودن و نبودن ، تغيّر خواستن و نخواستن الهى لازم مىآيد و همچنين توهّم نكنند كه تأخير در وجود آن ، شايد از راه عجز و انتظار ياورى و عدم قدرت بر آن بوده و به سبب قصور فهم نتوانند درك حقيقت اراده و كراهت كنند ،
هامش
( 1 ) . ن . ك : التوحيد ، ص 337 ، ح 5 .