ملاحظهء معانى متفاهمهء اهل عرف را كردهاند و از اينجاست كه فخر المحقّقين در ايضاح گفته كه : « النيّةُ حقيقةٌ في الإرادة المُقارنة ، ومَجازٌ في القَصد أعني الإرادة مطلقاً » « 1 » ، كه از كلام او بر مىآيد كه اراده لازم نيست كه مقارن فعل باشد .
و شهيد رحمه الله در حاشيهء قواعد گفته است : « الأفضل مقارنةُ النيّة الطلع « 2 » الفجر بحيث يُطابق آخرها أوّله ، وإذا تقدّمتُ « 3 » فهي عزمٌ لانيّةٌ » « 4 » .
و امّا اشاعره ، پس چون ايشان ترجيح بلا مرجّح را جايز مىدانند ، در اختيار احد طرفين ، نه علم به نفع را ضرورى مىدانند و نه ميل به آن را و متمسّك شدهاند به قدحين عَطشان ورَغيفين جَوعان وطريقين هارب ، و آن خلاف تحقيق است و آنكه ايشان ادّعا كردهاند كه مرجّحى نيست ، مجرّد فرض است و از فرض شىء وقوع شىء لازم نمىآيد و بنابراين اراده در نزد ايشان مجهول الحقيقة است .
پس مىگوييم : در اراده چند چيز معتبر است :
اوّل حصول علم به شىء ، بعد از آن اعتقاد نفع آن ، بعد از آن تفكّر و تروّى در اختيار و عدم اختيار ، بعد از آن همّت كردن بر آن ، بعد از آن شوق به هم رساندن آن ، بعد از آن تأكّد به شوق ، به حدّى كه به سر حدّ عزم برسد ، و بعد از آنها نيّت است كه قصد مقارن فعل است ، و بعد از آن فعل به عمل مىآيد .
[
كراهت
] و در كراهت هم چندين امور است .
[
مشيت
] و امّا مشيّت ، پس در لغت به معنى اراده است ، چنان كه در صحاح تصريح كرده كه :
« المشيّة هي الإرادة » « 5 » ، و لكن از اخبار فرقى ظاهر مىشود ، چنان كه روايت شده است
هامش
( 1 ) . إيضاح الفوائد ، ج 1 ، ص 101 .
( 2 ) . ب : لطلوع .
( 3 ) . ب : عدمت .
( 4 ) . القواعد والفوائد ، ج 1 ، ص 93 .
( 5 ) . ن . ك : الصحاح ، ج 1 ، ص 58 ( شاء ) .