تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
احسايى در راه سفر خراسان در شهر يزد ، توقف كرد و مورد استقبال مردم اين شهر قرار گرفت و به همين جهت در بازگشت از زيارت حضرت رضا عليه السلام در يزد ماندگار شد . بعد از اين ، آوازهء او در ايران پيچيد . فتحعلى شاه از او براى سفر به تهران دعوت كرد و در تكريم و احترام او سعى وافرى نمود . شيخ بعد از سفر كوتاهى به تهران ، به يزد بازگشت و تا 1229 ق در يزد ماند . در اين سال در راه عتبات وارد كرمانشاه شد و به دعوت محمّد على ميرزا دولت‌شاه - فرزند فتحعلى شاه و حاكم كرمانشاه - در اين شهر ماند . دولت‌شاه برايش مقررى و مستمرى تعيين كرد و يك قريهء بزرگ به وى اهدا نمود . شيخ به‌جز يك سفرِ دو ساله به عتبات ، تا سال 1237 ق كه دولت‌شاه درگذشت ، در كرمانشاه بود و در اين سال به قزوين رفت و مورد استقبال قرار گرفت . مهمترين صحنهء برخورد و اختلاف ، بين احسايى و فقها ، در اين شهر اتفاق افتاد . او بعد از سفر به مشهد ، يزد و اصفهان ، از راه عتبات به مكه و مدينه رفت . ديگر اجل مهلت نداد و شيخ ، در قريهء هديه - واقع در سه منزلى مدينهء طيبه - در 22 ذى قعدهء 1241 در گذشت . براى تاريخ فوت احسايى اقوال ديگرى نيز وجود دارد ، ولى آنچه را ذكر شد ، شيخ على نقى احسايى ( فرزند شيخ احمد ) و سيد كاظم رشتى نقل كرده‌اند ، كه به نظر به واقعيت نزديك‌تر باشد . « 1 » پيكر او در جوار قبور ائمهء بقيع عليهم السلام نزديك بيت الاحزان آرام گرفت . « 2 »

درنگى در آراء احسايى

همهء كسانى كه از شيخ نوشته‌اند او را به وارستگى و جهد در عبادات و رياضات شرعى ستوده‌اند و آگاهيش را در فقه و فلسفه و رياضى و طبيعيات و علوم
هامش
( 1 ) . أعلام هجر ، ج 1 ، ص 164 . ( 2 ) . أعيان الشيعة ، ج 2 ، ص 589 ؛ ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 78 ؛ أنوار البدرين ، ص 406 ؛ « احسايى ، شيخ احمد » ، دايرة المعارف تشيع .