اشارت به اين است كه : باعث اين مىشود كه آهسته آهسته به استدلالات ظنّيّه مستند شوند و دل ، پر از آفت شود .
اصل : إِنَّ اللَّهَ تَعَالى قَالَ لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله :
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
« 1 » وَقَالَ :
« أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
« 2 » ذَرُوا النَّاسَ ؛ فَإِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ ، وَإِنَّكُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله .
شرح : به درستى كه اللَّه - تَبَارَكَ وَ تَعَالى - در مقام نهى از حرص و افراط در مجادله با مشركان گفته با پيغمبر خود صلى الله عليه و آله در سورهء قصص كه : به درستى كه تو توفيق نمىتوانى داد هر كه را كه خواهى ايمان او را ، و ليك اللَّه تعالى توفيق مىدهد هر كه را كه خواهد . و گفته در سورهء يونس كه :
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ »
« 3 » : اگر مىخواست صاحب كلِّ اختيار تو ، هر آيينه مؤمن مىشد هر كه در زمين است همگى ايشان با يكديگر ؛ و نخواسته . آيا پس تو جبر مىتوانى كرد مردمان را مؤمن شوند ، در صورتى كه ايمانِ ايشان را اللَّه تعالى نخواسته باشد ؟ !
اشارت به اين است كه : ايمانِ اختيارىِ ايشان را اللَّه تعالى نخواسته ، پس طريقى نمانده مگر جبر ؛ و آن ، مقدور تو نيست ، بگذاريد مخالفان را . به اين معنى كه : افراط در مجادله مكنيد ؛ چه مخالفان ما دين خود را از امثال خود گرفتهاند و محكمات قرآن را نشنيده انگاشتهاند و شما دين خود را از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در محكمات قرآن گرفتهايد .
اصل : « إِنِّي سَمِعْتُ أَبِي عليه السلام يَقُولُ : إِنَّ اللَّهَ - عَزَّ وَجَلَّ - إِذَا كَتَبَ عَلى عَبْدٍ أَنْ يَدْخُلَ فِي هذَا الْأَمْرِ ، كَانَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّيْرِ إِلى وَكْرِهِ » .
شرح : الْوَكْر ( به فتح واو و سكون كاف و راء بى نقطه ) : آشيان مرغ .
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) : 56 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) : 99 .
( 3 ) . يونس ( 10 ) : 99 .