حُجَجِ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ » است ، در اوّل اين حديث مىبايد ؛ پس مىگوييم : چون فارغ شد از احاديث لزومِ حجت اللَّه تعالى بر مكلّفان ، به سبب بيانِ ربوبيّت خود و شناسانيدنِ رسل و اوصيا ، شروع كرد در حديثى كه دلالت بر لزومِ حجّت به سبب غير آن نيز مىكند براى كمال مناسبت .
يعنى : و به اين سند كه در دو حديث سابق گفته شد ، روايت است از يونس ، از سعدان ، كه مرفوع ساخته سند روايت را از امام جعفر صادق عليه السلام .
اصل : قَالَ : « إِنَّ اللَّهَ لَمْ يُنْعِمْ عَلى عَبْدٍ نِعْمَةً إِلَّا وَقَدْ أَلْزَمَهُ فِيهَا الْحُجَّةَ مِنَ اللَّهِ ، فَمَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَهُ قَوِيّاً ، فَحُجَّتُهُ عَلَيْهِ الْقِيَامُ بِمَا كَلَّفَهُ ، وَاحْتِمَالُ مَنْ هُوَ دُونَهُ مِمَّنْ هُوَ أَضْعَفُ مِنْهُ » .
شرح : امام گفت كه : به درستى كه اللَّه تعالى نعمتى جارى نساخته بر بنده مگر آن كه لازم ساخته بر آن بنده در آن نعمت ، حجّت را از جانب خود . بيانِ اين آن كه : هر كه جارى ساخته اللَّه تعالى نعمت خود را بر او ، به اين روش كه گردانيده او را قوى ، پس حجّت اللَّه تعالى بر او باعث ايستادگى است به آنچه تكليف كرده قوى را به آن ، مثل جهاد و حجّ و دفع ظلمِ ظالمان ؛ و از آن جمله است بار برداشتن از كسى كه نزديك اوست ، مثل فرزندان و همسايگان و رعايا و مانند آنها از جمله جماعتى كه ضعيفترند از او .
اشارت است به اين كه : يك قوى ، بار همهء ضعيفان را برنمىتواند داشت ، پس هر كسى آنچه را برمىدارد كه به او نسبت دارد .
اصل : « وَمَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَهُ مُوَسَّعاً عَلَيْهِ ، فَحُجَّتُهُ عَلَيْهِ مَالُهُ ، ثُمَّ تَعَاهُدُهُ الْفُقَرَاءَ بَعْدُ بِنَوَافِلِهِ » .
شرح : و هر كه جارى ساخته اللَّه تعالى بر او نعمت خود را ، به اين روش كه گردانيده او را وسعت داده شده بر او مال دنيا ، پس حجّت الهى بر او باعث دادنِ مال اوست به قدر زكات فريضه به مستحقّينِ آن . بعد از آن ، باعث ، وارسيدنِ اوست
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 593
مساهمون: محمد حسين الدرايتي
ص٥٩٣