نخواهند به ترك استعمال آن غير عارف شوند ، نظير پا كه آلت مشى است ، اگر خواهند به استعمال آن ، ماشى مىشوند و اگر نخواهند به ترك استعمال آن ، غير ماشى مىشوند . و جواب امام مبنى بر اين است كه : آن علم ، حاصل است براى هر كس و هيچ كس آن را دفع از خود نمىتواند كرد و هر كه اظهار خلاف كند ، مكابره مىكند ؛ پس تكليف به آن ، از قبيل تكليف به تحصيلِ حاصل است ، پس از قبيل تكليف به « مَا لَايُطَاق » است .
يعنى : روايت است از عبد الاعلى گفت كه : گفتم امام جعفر صادق عليه السلام را كه : نگاه داراد تو را اللَّه تعالى ، آيا كرده شده در مردمان از جانب اللَّه تعالى ، آلتى كه هرگاه خواهند دريابند به آن آلت ، شناخت ربوبيّت و رسالت و امامت را و هرگاه نخواهند ، ترك كنند ؟
راوى گفت كه : پس امام عليه السلام گفت كه : نه .
گفتم كه : پس آيا مكلّف شدهاند به شناخت ؟
گفت كه : نه ، بر اللَّه تعالى واجب است ظاهر ساختنِ ربوبيّت و رسالت و امامت ، نزد هر كه مكلّف به ايمان به آنها است ؛ چه اللَّه تعالى گفته در سورهء بقره : تكليف نمىكند اللَّه تعالى كسى را مگر آنچه وسعت در قدرت بر آن داشته باشد . و گفته در سورهء طلاق : تكليف نمىكند اللَّه تعالى كسى را مالى كه نفقه [ دهد ] مگر مالى كه داده باشد اللَّه تعالى او را آن مال .
اصل : قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالى :
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ »
« 1 » قَالَ : « حَتّى يُعَرِّفَهُمْ مَا يُرْضِيهِ وَمَا يُسْخِطُهُ » .
شرح : اين گذشت در حديث سوّمِ اين باب .
[ حديث ] ششم
اصل : وَبِهذَا الْإِسْنَادِ ، عَنْ يُونُسَ ، عَنْ سَعْدَانَ رَفَعَهُ ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام .
شرح : بنابر آنچه گفتيم در شرح عنوان اين باب ، عنوان باب سى و چهارم كه « بَابُ
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 115 .