در اين باب ، شش حديث است .
بدان كه مىتواند بود كه در اين باب و دو باب بعد از اين ، از كاتبان كافي ، غلطى شده باشد و احاديث اين باب ، پنج باشد و عنوان باب سى و چهارم كه « بَابُ حُجَجِ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ » است در اوّل حديث ششمِ اين باب بيايد و در باب بى عنوان - كه باب سى و سوم است - پنج حديث باشد . و ظاهر اين است كه غلط كاتبان از دو چيز ناشى شده باشد :
اوّل اين كه : لفظ « أَلْزَمَهُ فِيهَا الْحُجَّةَ » در حديث ششم هست ، پس خيال كردهاند كه آن حديث ، به اين باب مناسبتر است .
دوم اين كه : در بعض حديث ششم ، حواله بر سند حديث چهارم و پنجم شده ؛ وَاللّهُ أَعْلَم .
[ حديث ] اوّل
اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى وَغَيْرُهُ ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ ، عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ، قَالَ : « إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَعَرَّفَهُمْ » .
شرح : روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : به درستى كه اللَّه تعالى حجّت گرفته بر مردمان عاصى به دو چيز ؛ اوّل : آنچه داده به ايشان مثل چشم و زبان . دوم :
آنچه شناسانيده به ايشان ، مثل طريق خير كه تصديق ربوبيّت است و طريق شرّ كه انكار ربوبيّت است .
اشارت است به امثال آيت سورهء بلد :
« أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ »
« 1 » .
[ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ ، عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ ، مِثْلَهُ . ]
هامش
( 1 ) . بلد ( 90 ) : 8 - 10 .