تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
يَكُ شَيْئاً »
« 1 » قَالَ : فَقَالَ : « لَا مُقَدَّراً وَلَا مُكَوَّناً » . قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ :
« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
« 2 » فَقَالَ : « كَانَ مُقَدَّراً غَيْرَ مَذْكُورٍ » . شرح : در سورهء مريم :
« أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً »
« 3 » است ، پس اين ، نقلِ بِالْمعنى است ، يا قرائتى غير مشهور است . التَّقْدِير : قرار دادنِ اندازه و صورت براى چيزى ، مثل قرار دادن صورت بدن آدمى در رحم . التَّكْوِين : ساكن ساختن چيزى در مكان معيّن ، مثل ساكن ساختن نطفه در رحم . الْمَذْكُور : آنچه نسبتِ فعلى به آن داده شود ، مثل طفلى كه در رحمِ مادر حركت كند بعد از نفخِ روح ، و مادر از آن خبر دهد . بدان كه مناسبت اين حديث به « بَابُ الْبَدَاء » به اعتبار دلالت بر ترتّبِ صدور اشيا است از اللَّه تعالى ؛ زيرا كه خلق انسان از تراب ، پيش از تكوين اوست و آن ، پيش از تقدير اوست و آن ، پيش از نفخ روح در اوست . و نسبت به اللَّه تعالى ، حال ، ماضى و مستقبل مىباشد ، و الّا نمىگفت كه
« مِنْ قَبْلُ » .
يعنى : روايت است از مالك جُهَنى ( به ضمّ جيم و فتح هاء و نون ) گفت كه : پرسيدم امام جعفر صادق عليه السلام را از قول اللَّه - عَزَّ وَ جَلَّ - در سورهء مريم : آيا اين را هم از دلايل قدرت ما بر كُلّ شَىء به قولِ « كُنْ » به خاطر نرسانيده انسان كه ما خلق كرديم او را از گل پيش از اين و هنوز نبود چيزى مُعْتَدٌّبِه ؟ ! راوى گفت كه : پس امام گفت كه : نه قرار يافته بود صورت او و نه ساكن كرده شده بود در رحم مادر . راوى گفت كه : و پرسيدم امام را از قول اللَّه تعالى در سورهء دهر : آيا آمده باشد بر سر انسان وقتى از زمانه كه نبود چيزى مُعْتَدٌّبِه ، كه نسبت فعلى به او داده شود ؟
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) : 67 . ( 2 ) . انسان ( 76 ) : 1 . ( 3 ) . مريم ( 19 ) : 67 .