مىباشد - و خواه شرك پيروىِ ائمّهء ضلالت - كه در مصدّقان نبوّت نيز مىباشد - چنانچه مابعدِ اين آيات ، در ابطال سخن ايشان است . و بيان مىشود در شرح عنوانِ باب اوّلِ « كِتَابُ الْحُجَّة » .
يعنى : پس حمل و امساكِ اللَّه تعالى فرو گرفته به آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو است و آنچه زير طرفِ پايين زمين است ، چنانچه در سورهء طه است . و بيان شد در شرح حديث سوم باب ششم .
و اگر آشكار گويى سخن را ، پس مىداند پنهان را و پنهانتر را ، چه جاى آشكار ، چنانچه در سورهء طه است .
و اين ، مضمونِ قول اللَّه تعالى است در سورهء بقره كه : گنجايش كرد حمل و امساكِ اللَّه تعالى آسمانها و زمين را . و مانده نمىكند اللَّه تعالى را نگاهدارى آسمانها و زمين .
و اوست و بس بلند مرتبهء بزرگ مرتبه ، پس آن جماعت كه برمىدارند عرش را ، ايشان علمايىاند كه بار كرده ايشان را اللَّه تعالى علم عرش - به معنى علم به كتاب الهى - و بيرون نمىباشد از اين چهار كه گفتيم چيزى كه خلق كرده اللَّه تعالى آن را به ملكوت خود . و ملكوت به اين عنوان ، ملكوتى است كه نموده آن را اللَّه تعالى به [ بر ] گزيدگانِ خود و نموده آن را به دوست خود ابراهيم صلى الله عليه و آله .
بيانِ اين آن كه : گفته در سورهء انعام كه : و بنابر آن مىنماييم ابراهيم را كمال پادشاهىِ آسمان ها و زمين و براى اين كه شود از جملهء اهل كمالِ اطمينان و قرار خاطر بر هر چه واقع شود بى اضطراب و بى درشتى در اتمامِ حجّت . و چگونه برمىدارند حاملانِ عرشْ اللَّه تعالى را و حال آن كه به زندگى اللَّه تعالى زنده شده دل هاى ايشان ؛ به معنى اين كه به علم و تعليم او عالم شدهاند و به نور توفيق او راه يافتهاند سوى شناخت او .
[ حديث ] دوم
اصل : [ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ ] عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيى ، قَالَ : سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ الْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام ، فَاسْتَأْذَنْتُهُ ، فَأَذِنَ لِي ، فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَالْحَرَامِ ، ثُمَّ قَالَ لَهُ : أَ فَتُقِرُّ أَنَّ اللَّهَ مَحْمُولٌ ؟