تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
امام گفته كه : وَالْأَدْيَانِ الْمُشْتَبِهَةِ . و از اين تقرير ، ظاهر مىشود كه در اين جا بيانِ نور ابيض و نور اصفر و نور اخضر شده و نشرِ به عكس ترتيبِ لَفّ است . و بيان نور احمر نشده ؛ براى اين كه آن ظاهر است و قدريّه در مقتضاى آن نزاعى ندارند . و شبيه به اين فقرات مذكور است در « كِتَابُ الرَّوْضَة » در حديث ابى الحسن موسى عليه السلام ؛ و آن معنى ديگر دارد . فَكُلُّ با تنوين و مبتداست . مَحْمُول با تنوين و خبر است . « مِنْ » در مِنْ شَيْءٍ براى سببيّت است . و « شَيْء » عبارت از مصلحتى است كه معلومِ اللَّه تعالى است . و ضمير وَهُوَ راجع به « شَيءْ » است . يعنى : و آن نورها نورى است كه از بزرگى اللَّه تعالى است ، كه ضررى از كفر كافر و شك شاكّ ندارد ، چنانچه نفعى از ايمان مؤمن ندارد ، پس به عظمت او و نور او بينا گرديده دل‌هاى مؤمنانِ حقيقى . و به عظمت او و نور او دشمنى كرده‌اند با او كافران . و به عظمت او و نور او طلب كرده‌اند هر كه در آسمان و زمين است نزديكى سوى او را به عملهاى مختلف و دين‌هاى مشتبه . پس هر يك از اين سه طايفه - كه مؤمنان و جاهلان و مَنْ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْض است - برداشته شده است ؛ به اين معنى كه طريقه‌اى كه پيش گرفته به قضا و قدر و توفيق و خِذلان الهى است و با وجود آن كه قدرت دارد به قدرى كه حجّت بر او تمام شود ، در فعل نيك و بد ، مستقلّ در قدرت نيست . بيانِ اين آن كه : برمىدارد او را اللَّه تعالى به نور و عظمت و قدرت خود . بيانِ اين آن كه : استطاعت به معنى قدرت به استقلال ندارد براى خود بر كسب ضرر و نه كسب نفع و نه مردن و نه زندگى و نه برخاستن از قبر در روز قيامت ، پس هر چيز از مكلّفان و زمين و آسمان برداشته شده است . و اللَّه - تَبَارَكَ وَ تَعَالى - نگاه دارنده است آسمان و زمين را از زوال و متصرّفِ در آنها اوست به سببِ مصلحتى و آن مصلحت ، باعث زندگى هر چيز است و باعث روشنى و نظامِ هر چيز است . أَيْ : تنزيهِ اللَّه از هر نقص و قبيح به غايت بلند است از آنچه مىگويند بلندى بزرگى . مراد ، قول قدريّه است كه افعال عباد را در تحت مشيّت و اراده و قدر و قضا و اذن الهى نمىشمرند ، يا مراد قول جمعى است كه مىگويند كه : اللَّه تعالى محمول است و مكانش عرش است .