يعنى : و در روايت ديگر - كه از حريز است ، از امام محمّد باقر عليه السلام - اين است كه :
گفتگو كنيد در هر چيز و گفتگو مكنيد در ذاتِ اللَّه تعالى .
[ حديث ] سوم
اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ الْحَجَّاجِ ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ ، قَالَ : ] قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : « إِنَّ اللَّهَ - عَزَّ وَجَلَّ - يَقُولُ :
« وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
« 1 » فَإِذَا انْتَهَى الْكَلَامُ إِلَى اللَّهِ ، فَأَمْسِكُوا » .
شرح : توضيحِ اين آيت و حديث ، به توضيحِ بعض آيات قبل از اين آيت بر سبيل احتمال نه بر سبيل تفسير مىشود . بيانِ اين آن كه : اللَّه تعالى اوّلًا گفته در سورهء نجم كه :
« فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا * ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » :
« 2 » پس اعراض كن اى محمّد ! از هر كه رو گردانيد از كتاب الهى - كه در آن است تبيانِ هر مُحْتَاجٌ إِلَيْه - و محكمات آن كه در آنها نهى از پيروى ظن و دلالتِ بر امام عالم به هر مُحْتَاجٌ إِلَيْه هست و اراده نكرد مگر زندگى دنيا را - به اين معنى كه : حاصل نكرد مگر علم متعلّق به آن را - آن علم است آنچه رسيدهاند به آن از جملهء علم .
مراد اين است كه : از بس كه كم نفع است ، گويا كه علم نيست ، پس ايشان علم ندارند ؛ چون اعراض از كتاب الهى كردهاند ، مثل جماعت فلاسفه كه كتابهاى عملى و نظرى نوشتهاند از پيش خود و اعراض از ايشان و كتابهاى ايشان واجب است .
مؤيّد اين آن كه تَفتازانى در شرح مقاصد نقل كرده از ارسطو كه گفته : در مسائل الهيّات ، علم به هم نمىرسد و غايت آنچه به هم رسد ، ظن است . « 3 »
و بعد از آن اللَّه تعالى گفته كه :
« أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى * وَ أَعْطى قَلِيلًا وَ أَكْدى * أَ عِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى * أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى * وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى * أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) : 42 .
( 2 ) . نجم ( 53 ) : 29 و 30 .
( 3 ) . ر . ك : شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 1 ، ص 39 .