أَنْ در دوم « 1 » مفسّره يا ناصبه است . پس تَفَقَّهُوا به صيغهء امر يا به صيغهء مضارعِ باب تفعُّل به حذف يك تاء يا باب « حَسُنَ » يا باب « عَلِمَ » است .
معنى تفقُّه و فقه گذشت در شرح حديث هفتمِ باب دوم .
أَنْ در سوم ناصبه يا مفسّره است .
الْاغْتِرَار ( به غين بانقطه و دو راء بىنقطه ، مصدر باب افتعال ) : بازى خوردن از تصرّف خلفاى ضلالت در بلاد ، موافق آيت سورهء آل عمران :
« لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ »
« 2 »
.
يعنى : طلب شكّ مكنيد در آنچه دانسته شده از محكمات قرآن كه آخر ، شكّ مىكنيد در آن . و شكّ مكنيد در آن كه كافر مىشويد . و رخصت مكنيد نفْسهاى خود را در خواهش اختلاف از روى ظنّ كه آخر ، سهلانگار مىشويد در آنچه در محكمات قرآن است . و سهل انگار مشويد در آنچه در محكمات قرآن است كه زيانكار در آخرت مىشويد . و به درستى كه از جملهء محكمات قرآن است كه فهمندهء حدودِ « مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ » شويد و از جملهء فهميدن حدود « مَا أَنْزَلَ اللَّهُ » اين است كه بازى نخوريد از دنياى ظالمان . و به درستى كه اخلاصمندترِ شما با خود ، كسى است كه قبول كنندهتر است فرمان صاحب كلّ اختيار خود را كه در محكمات قرآن است . و بىاخلاصتر شما با خود ، كسى است كه مخالفت كنندهتر است فرمان صاحب كلّ اختيار خود را كه در محكمات قرآن است . و هر كه فرمان بَرد اللَّه تعالى را ، خاطر جمع مىشود از عذاب اللَّه تعالى و خوشحالى داخل شدن بهشت به او مىرسد در وقت مردن . و هر كه نافرمانى كند اللَّه تعالى را ، بىمراد و پشيمان مىشود .
[ حديث ] هفتم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ أَبِي لَيْلى ، عَنْ أَبِيهِ ، قَالَ : ] سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام
هامش
( 1 ) . به اعتبار وجود « إنّ » ، « أن » در « أنْ تَفَقَّهُوا » دوّمين مورد محسوب شده است ، و گرنه در متن اصلى ، اوّلين « أنْ » استكه به كار رفته است و همين طور است « أنْ » سوم كه در واقع دوّمين « أنْ » در متن اصلى است .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 196 .