تَرِينُ ( به راء بىنقطه و ياء دو نقطه در پايين ) به صيغهء مضارع معلومِ باب « ضَرَبَ » ، مأخوذ است از رَيْن ( به فتح راء و سكون ياء ) به معنى زنگ و چرك و مانند آنها كه محيط به دل يا شمشير مىشود .
جَلاء در دوم ، به تشديد و تخفيف لام مىتواند بود . و بنا بر اوّل ، مبالغهء « جالِي » است و بنا بر دوم ، مصدر مستعمل شده در اسم فاعل براى مبالغه ؛ و حاصل هر دو ، يكى است .
حَديد ( به فتح حاء بىنقطه و كسر دال بىنقطه اوّل ) به معنى تند است ، مثل
« فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
« 1 » و مراد ، اين است كه : چنانچه شمشير ، چندان كه جلا بيشتر دارد ، كارگرتر است ، دل نيز چندان كه جلا بيشتر دارد به وسيله حديث ، كارگرتر است در طاعت اللَّه تعالى . پس جملهء « جَلَاؤُهُ الْحَدِيد » استيناف بيانى براى تقويت تشبيهى است كه مذكور است سابقاً .
يعنى : گفت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه : به ياد هم آوريد آيات بيّناتِ محكمات را و با هم ملاقات كنيد و با هم گفتگو كنيد در دفع شبهات از آن آيات ؛ چه آن آيات به غايت ، باعث جلا براى دلهاست . به درستى كه دلها هر آيينه زنگ مىگيرد ، چنانچه زنگ مىگيرد شمشير . بيانِ اين ، آن كه : به غايت جلادار از جملهء شمشير ، تند و كارگر است .
[ حديث ] دهم
اصل : [ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ ، عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ ، عَنْ مَنْصُورٍ الصَّيْقَلِ ، قَالَ : ] سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ : « تَذَاكُرُ الْعِلْمِ دِرَاسَةٌ ، وَالدِّرَاسَةُ صَلَاةٌ حَسَنَةٌ » .
شرح : الدِّرَاسة ( به كسر دال بىنقطه ، مصدر باب « نَصَرَ » و « ضَرَبَ » ) : تعليم كتاب به كسى كه جاهل است .
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) : 22 .