تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
بر ايشان كرده به قول او كه : « إِنَّ الْغُلَاةَ وَالْمُفَوِّضَةَ - لَعَنَهُمُ اللَّهُ - يُنْكِرُونَ سَهْوَ النَّبِيِّ » « 1 » تا آخر . الانْتِحال ( به نون و حاء بىنقطه ، مصدر باب افتعال ) : بستن دينى بر خود به ساختگى . مراد به مُبْطِلِين ، جمعى است كه خود را از شيعهء اماميّه مىشمرند و مَعَ هذَا پيروى ظن و اختلاف از روى ظن مىكنند به دعوى اضطرار ، يا به دعوى اين كه ما را از اين اخبار آحاد ، علم به هم رسيده و مقصودشان صَرْف « 2 » وجوه ناس سوى خودشان به افتا و قضا است ، موافق آنچه مذكور است در « كِتَابُ الرَّوْضَةِ » در تحت خطبهء امير المؤمنين عليه السلام ( وَ هِيَ خُطْبَةُ الْوَسِيلَة ) كه جابر بن يزيد گفت امام محمّد باقر عليه السلام را كه : سوخت مرا اختلاف شيعه در مذاهبشان . و امام جواب گفت كه : ايشان انتحال كرده‌اند و در حقيقت ، منكر امام زمان‌اند . تَأْوِيل الْجَاهِلِين عبارت است از آنچه مفسّرانِ مخالفان در آن آيات بيّنات مىگويند ، براى اين كه معزول از منصب فتوا و قضا نشوند ، مثل اين كه مراد به ظن ، اعتقادى است كه از روى قرينه و دليل نباشد . و مراد به علم ، اعتقادى است كه از روى قرينه يا دليل باشد و مثل تخصيص آن آيات به اصول دين . « 3 » يعنى : روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : به درستى كه دانايان ، وارثان پيغمبران‌اند و آن ، براى اين است كه پيغمبران به ميراث نگذاشته‌اند براى اهل عصر خود و آيندگانِ بعد از ايشان ، مسكوك نقره را و نه مسكوك طلا را . و جز اين نيست كه به ميراث گذاشته‌اند سخنى چند را از جملهء سخنان ايشان . پس هر كه متمسّك شد به چيزى از جملهء آن سخنى چند ، پس به تحقيق ، فرا گرفته نصيبى كامل را . پس وارسيد - اى شيعه - اين علم خود را كه از كه فرا مىگيريد آن را ؛ چه به درستى كه به وسيلهء ما ( خانوادهء محمّد صلى الله عليه و آله ) به وسيلهء هر جانشينى ، عادلان‌اند كه نفى مىكنند از آن علم ،
هامش
( 1 ) . الفقيه ، ج 1 ، ص 359 ، ذيل حديث 1031 . ( 2 ) . بازگردانيدن . ( 3 ) . ظاهراً مراد شارح از مثال‌هايى كه زده ، مثال براى قول مفسّران مخالف نباشد ؛ بلكه اينها مثال هستند براى آن مواردى كه مفسّران مخالف دربارهء آنها اظهار نظر مىكنند و آنها را براى مقاصد خود ، تأويل مىنمايند .