فِي در فِينَا و در فِي كُلّ براى تعليل است و ظرف دوم ، بدل ظرف اوّل است و از قبيل بدل بعض از كُلّ است .
أَهْلَ ، منصوب به اختصاص است .
خَلَف ( به فتح خاء بانقطه و فتح لام ) عبارت است از امام حىّ از جملهء اهل البيت كه جانشين امام گذشته مىباشد در هر زمان تا انقراض تكليف .
العُدُول ( جمع عَدْل ، به معنى عادل ) : متوسّطان ميانِ افراط و تفريط از جملهء شيعهء اماميّه ؛ و اين ، اشارت است به آيت سورهء نور كه :
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ »
« 1 » و بيان مىشود در « كِتَابُ الْحُجَّة » در شرح حديث ششمِ باب هفتم كه « بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه » است .
يَنْفُونَ ( به ضمّ فاء ) مأخوذ است از نفى ، به معنى اعتقاد بطلان چيزى ، يا به معنى استدلال بر بطلان چيزى .
التَّحْرِيف : گردانيدنِ چيزى از وسط ، سوى حرف ، به معنى طرف خارج .
غَالِين ، عبارت است از جمعى كه مبالغه را به حدّى رسانيدهاند كه تجويز پيروى ظن در محلّ حكم شرعى نيز نمىكنند و منكر مىشوند احاديثى را كه در سهو نبى و ائمّه عليهم السلام واقع شده ، « 2 » مثل آنچه مىآيد در « كِتَابُ الصَّلَاة » در حديث اوّلِ باب چهل و دوم كه « بَابُ مَنْ تَكَلَّمَ في صَلَاتِهِ أَوِ انْصَرَفَ قَبْلَ أنْ يُتِمَّها أَوْ يَقُومَ فِي مَوْضِعِ الجُلُوس » است . و ابن بابويه در فقيه در « كِتَابُ الصَّلَاةِ » در « بَابُ أَحْكَامِ السَّهْوِ فِي الصَّلَاة » تشنيع
هامش
( 1 ) . نور ( 24 ) : 36 و 37 .
( 2 ) . از اين كلام مصنّف برمىآيد كه وى همچون برخى از عالمان قديم اسلامى قائل به « سهو النبى » بوده است و ايننظريه در كتابهاى مختلف كلامى و اعتقادى چه به صورت مستقل و چه غير مستقل مورد بحث و بررسى قرار گفته است . علاقهمندان به مطالعهء بيشتر در اين زمينه رجوع كنند به : الفقيه ، ج 1 ، ص 234 ؛ عدم سهو النبي ، شيخ مفيد ، ص 1 - 32 ؛ المعتبر ، علامّهء حلّى ، ج 2 ، ص 403 ؛ مختلف الشيعة ، ج 2 ، ص 199 ؛ بحار الأنوار ، ج 17 ، ص 102 - 128 ؛ حقّ اليقين ، سيّد عبد اللَّه شبّر ، ج 1 ، ص 93 ؛ مصابيح الأنوار ، ج 2 ، ص 133 ؛ مجمع الفائدة والبرهان ، ج 3 ، ص 158 ؛ علم الإمام شيخ مظفّر ، ص 89 - 91 ؛ العصمة ، سيّد ميلانى ، ج 20 ، ص 32 - 37 ؛ الذخيرة في علم الكلام ، ص 338 .